السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
66
تفسير الميزان ( فارسي )
مؤاخذه مىكند . لحن شديدى كه در اين آيه است بر كسى پوشيده نيست ( آرى هر كه اين آيه را به دقت مورد نظر قرار دهد مىبيند ) كه هيچ اثرى از آثار رحمت و نشانه لطف و مهر وجود ندارد . قبل از اين هم آياتى بود كه در آنها داستان مؤاخذه امتهاى گذشته به كيفر اعمال ناپسندشان آمده بود و با لحنى شديد كه دل انسان را تكان مىداد خاطرنشان مىساخت كه خداوند از آدميان بىنياز است . چيزى كه هست اسم بردن خصوص رسول خدا ( ص ) از ميان مؤمنين در عين اينكه تجليلى از آن حضرت است ، و در عين حال تشديد را هم در حق ايشان مبالغه مىكند ، زيرا وقتى قبل از ديگران اسم خصوص آن جناب برده شد قهرا هول و هراس خطاب و ترس و وحشتى كه از تكلم كردن مقام عزت و كبريايى حق ناشى مىشود لبه تيز آن متوجه آن جناب مىگردد ، هم چنان كه در آيه « وَلَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا إِذاً لأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَضِعْفَ الْمَماتِ » « 1 » هم وضع به همين منوال است ، و لذا بيشتر مفسرين گفتهاند : اينكه رسول خدا ( ص ) فرمود : « سوره هود مرا پير كرد » ناظر به همين آيه است ، و ان شاء اللَّه - در بحث روايتى آينده در باره اين موضوع بحث خواهيم نمود . * ( « وَلا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّه مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ » ) * در صحاح در باره ماده « ركن » ( از باب قعد ، يعقد ، قعودا ) گفته : مصدرش ركون مىشود كه به معناى ميل كردن به سوى چيزى و تسكين دادن خاطر به وسيله آن است ، و كلمه « ركن » - به ضم اول آن - به معناى ناحيه قوىتر هر چيز و به معناى امر عظيم و نيز به معناى عزت و منيع بودن است « 2 » . لسان العرب « 3 » هم همين طور گفته ، ولى مصباح « 4 » گفته : ركون به معناى اعتماد است . راغب گفته : ركن هر چيز ، آن ناحيه اى است كه دلگرمى و خاطر جمعى به همان ناحيه
--> ( 1 ) و اگر نبود كه ما ثابت قدمت كرديم هر آينه نزديك بود كه كمى به سوى ايشان ركون و ميل كنى ، و در اين صورت بود كه ما دو برابر در زندگى و دو برابر در مرگ عذابت مىكرديم . سوره اسرى ، آيه 74 و 75 . ( 2 ) صحاح ، ماده « ركن » . ( 3 ) لسان العرب ، ماده « ركن » . ( 4 ) مصباح ، ماده « ركن » .