السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

61

تفسير الميزان ( فارسي )

شدن اين حجت ديگر معنى ندارد شك و ترديد و دو دلى به ايشان نسبت دهد . * ( « وَإِنَّ كُلًّا لَمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمالَهُمْ إِنَّه بِما يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ » ) * كلمه « ان » در صدر آيه ، « ان » مشبهة بالفعل است ، و اسم آن كلمه « كلا » مىباشد و به همين جهت بر سرش تنوين آمده و اضافه نشده ، و تقدير آن « كلهم » ( همه اختلاف كنندگان ) است ، و خبر آن جمله « ليوفينهم » است ، و لامى ( ل ) كه بر سر اين جمله و نون تاكيدى كه در آن به كار رفته خبر را تاكيد مىكنند . كلمه « لما » مركب است از لام قسم و « ما » ى تشديددار ، و خاصيت آن اين است كه ميان دو لام فاصله شود و كلمه قابل تلفظ گردد . علاوه بر اين ، خاصيت تاكيد را هم دارد ، و جواب قسم حذف شده ، زيرا خبر « ان » دلالت بر آن مىكند و حاجتى به ذكرش نيست . و معناى آيه - و اللَّه اعلم - اين است كه : همه اين اختلاف كنندگان ، سوگند مىخورم كه بطور مسلم پروردگارت اعمالشان را به ايشان برمىگرداند ، يعنى جزاى اعمالشان را مىدهد ، چه او به اعمال خير و شرشان آگاه است . در تفسير روح المعانى از ابى حيان و ابن حاجب نقل كرده كه گفته‌اند : كلمه « لما » در آيه شريفه « لما » ى جازمه و مدخولش محذوف است ، چه حذف مدخول « لما » ى جازمه در استعمال شايع است ، مثلا گفته مىشود : « خرجت و لما » ، و يا : « سافرت و لما » . آن گاه گفته است : بنا بر اين بهتر اين است كه محذوف را « يوفوها » بگيريم ، آن وقت معنا چنين مىشود : « به درستى كه هر يك از اين امم كه اعمالشان به ايشان داده نشده خداى تو البته خواهد داد » « 1 » - و اين وجه ، وجه خوبى است . اهل تفسير در مفردات اين آيه و همچنين در نظم آن بحثهاى ادبى طولانى دارند ، كه چون بيشتر از آنچه كه گفته شد مورد اهميت نبود از ايرادش خوددارى نموديم ، و خوانندگان محترمى كه مىخواهند از اين بحثها اطلاع بيشترى حاصل كنند بايد به تفاسير مطول مراجعه نمايند . * ( « فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَمَنْ تابَ مَعَكَ وَلا تَطْغَوْا إِنَّه بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ » ) * بطورى كه راغب و ديگران گفته‌اند كلمه « قام » و « ثبت » و « ركز » به يك معنا است « 2 » . و ظاهرا ريشه اين لغت از قيام آدمى گرفته شده باشد ، چون انسان در ساير حالاتش غير

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 12 ، ص 149 . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « قوم » .