السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
51
تفسير الميزان ( فارسي )
و نيز در همان كتاب آمده كه ابن مردويه از جابر روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) آيه شريفه * ( « فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا ) * - تا جمله - * ( إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ » ) * را قرائت نمود و فرمود : اگر خداوند بخواهد عده اى از آنهايى را كه جهنمى و بدبخت شدهاند از جهنم بيرون بياورد و به بهشت درآورد مىتواند . « 1 » و در تفسير برهان از كتاب زهد حسين بن سعيد اهوازى و او به سند خود از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت : از امام صادق ( ع ) از دوزخيان پرسش نمودم فرمود : ابو جعفر ( ع ) مىفرمود : جهنميان از جهنم بيرون مىآيند و تا كنار چشمه اى كه دم در بهشت است و نامش چشمه زندگى است مىآيند ، و از آب آن چشمه بر آنان مىپاشند و در نتيجه مانند گياه گوشتها و پوستها و موهايشان بر بدنشان روئيدن مىگيرد . « 2 » مؤلف : حسين بن سعيد اين روايت را از عمر بن ابان نيز از همان امام ( ع ) نقل كرده است ، و مقصود از جهنميان يك طايفه خاصى از ايشان است كه همان گنهكاران از اهل توحيدند ، و به وسيله شفاعت از آتش بيرون مىآيند ، و همين عدهاند كه به آنان جهنمى گفته مىشود ، نه عموم اهل آتش . و به زودى دليلش خواهد آمد . « 3 » و نيز در همان كتاب از همان راوى ( حسين بن سعيد ) به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت : من از حضرت ابى جعفر شنيدم كه مىفرمود : مردمى از آتش بيرون مىآيند ، در اين هنگام شفاعت به دادشان مىرسد ، چون مشمول شفاعت شدند آنان را به كنار نهرى مىبرند كه از پرورشگاه اهل بهشت بيرون مىآيد ، در آن نهر غسل مىكنند ، و در نتيجه گوشت و خونشان دوباره روئيده مىشود و آثار سوختگى جهنم از بدنشان زدوده گشته ، داخل بهشت مىشوند . اهل بهشت وقتى ايشان را مىبينند مىگويند جهنمىها آمدند سپس تمامى اين طايفه از خدا مىخواهند كه اين اسم را از آنان بردارد ، خداوند هم اين اسم را از ايشان برمىدارد . آن گاه فرمود : اى ابا بصير دشمنان على در آتش مخلدند و شفاعت به ايشان نمىرسد . « 4 » و نيز در تفسير برهان از حسين بن سعيد به سند خود از عمر بن ابان روايت كرده كه گفت : من از عبد صالح ، موسى بن جعفر ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : جهنميان داخل آتش
--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 3 ، ص 350 . ( 2 ) البرهان ، ج 2 ، ص 233 ، ح 2 . ( 3 ) البرهان ، ج 2 ، ص 234 ، ح 4 . ( 4 ) البرهان ، ج 2 ، ص 234 ، ح 6 .