السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
504
تفسير الميزان ( فارسي )
شاخه هايش روى سر اهل بهشت است و حالا مىفرمايى ريشه اش در خانه على و شاخه هايش بر اهل بهشت است ؟ فرمود : آرى خانه من و على در بهشت يكى است ، و يك جا است « 1 » . مؤلف : نظير اين روايت را صاحب مجمع البيان نيز به سند خود از حاكم ابى القاسم حسكانى به سند خود از موسى بن جعفر از پدرش از پدرانش ( ع ) از رسول خدا ( ص ) روايت كرده « 2 » . مؤلف : و در اين معنا روايات بسيارى از طرق شيعه و اهل سنت آمده ، و از ظاهر آنها بر مىآيد كه در مقام تفسير آيه نبوده ، بلكه ناظر به بطن آيه است ، چون حقيقت معيشت طوبى همان ولايت خداى سبحان است كه از اين امت على ( ع ) صاحب آن ولايت و اولين گشاينده باب آن است ، و مؤمنين اهل ولايت ، اتباع و پيروان اويند ، و خانه او در بهشت نعيم كه بهشت ولايت است با خانه رسول خدا ( ص ) يكى است ، و تزاحم و اختلافى ميان آن دو نيست - دقت فرمائيد . و در الدر المنثور است كه ابن جرير و ابن منذر از ابن جريح روايت كردهاند كه در ذيل جمله * ( « وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ » ) * گفته است : اين مربوط به آن وقتى است كه رسول خدا ( ص ) در حديبيه با قريش معاهده بست ، و در اول آن چنين نوشت : « بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » آنها اعتراض كردند كه ما رحمان را نمىنويسيم و او را نمىشناسيم ، و ما در نوشته هايمان تنها مىنويسيم « بسمك اللهم » ، تو نيز بايد چنين بنويسى ، اينجا بود كه اين جمله نازل شد « 3 » . مؤلف : صاحب الدر المنثور اين روايت را از ابن جرير ، ابن ابى حاتم ، ابى الشيخ ، از قتاده نيز نقل كرده ، و خواننده محترم مىداند كه آيات بطورى كه از سياقش برمىآيد كلى است ، و صلح حديبيه از حوادث بعد از هجرت است . علاوه بر اينكه سياق خود آيه مورد بحث نيز با اين روايات سازگار نيست ، زيرا معنا ندارد يك جزء آيه در باره صلح حديبيه ، و ساير اجزايش در باره حوادث ديگر نازل شده باشد . و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم ، ابو الشيخ و ابن مردويه از عطيه عوفى روايت كردهاند كه گفت : مشركين به رسول خدا ( ص ) گفتند : چه مىشد كوه هاى مكه
--> ( 1 ) تفسير البرهان ج 2 ، ص 295 ، ح 30 . ( 2 ) مجمع البيان ج 6 ، ص 291 ، ط تهران . ( 3 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 62 .