السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
47
تفسير الميزان ( فارسي )
قطره ، انسانى بشود ، و ممكن هم هست آن اجزا و شرايط مساعدت نكنند ، و در نتيجه به صورت چيز ديگرى غير از انسان درآيد . اين امكان تا موقعى است كه تكليفش يكسره نشده باشد ، و اما اگر يكسره شد و مثلا خاكستر بالفعل و يا انسان بالفعل گرديد امكان خاكستر شدن و انسان شدن باطل مىشود ، زيرا ديگر نسبتى با عدم خاكستر شدن و عدم انسان شدن ندارد ، بلكه تنها انسان است و خاكستر و چيز ديگرى نيست و در عين اينكه خاكستر و انسان است محال است چيز ديگرى باشد . با اين بيان به خوبى روشن مىشود كه اگر ما فعليات را گرفته و آنها را به علتهاى تامه شان نسبت دهيم و علتها را هم باز به علتهاى قبليش و همچنين تمامى سلسله معلولها و سلسله علتها را يك جا در نظر بگيريم ، عالم عبارت مىشود از مشتى فعليات كه نه امكان در آنها راه دارد و نه استعداد و اختيار ، و اگر همين موجودات را از اين جهت كه داراى امكان و استعداد هستند در نظر بگيريم نسبت به غايتهايى كه به سوى آن در حركتند قهرا نسبت آنها به آن غايتها نسبت امكان و استعداد خواهد بود و معلوم است كه هيچ موجودى از موجودات مادى در رسيدن و نرسيدن به آن غايات از حيز امكان و اختيار بيرون نرفته است . پس براى عالم كون دو وجه است : يك وجه ، وجه ضرورت و فعليت است كه در اين وجه هر جزئى از اجزاى عالم چه اعيان و چه آثار و خواص اعيان داراى تعين است و هيچگونه ابهام و ترديدى در آن نيست و هيچ تغيير و تبديلى در آن راه ندارد و اين همان وجهى است كه مسببات به وسيله اسباب و علل تامه خود ( يعنى آن عللى كه از مقتضاى خود هرگز انفكاك ندارد و معلولها از آن علتها تخلف نمىپذيرند و به هيچ حيله اى نمىتوان اين دو را از هم جدا نمود ) تحقق مىپذيرند . وجه ديگر ، وجه امكان و وجه استعداد و قابليت است كه هيچ چيزى از اين وجه تعين به خود نمىگيرد و تا واقع نشود و از امكان در نيايد محدود و متشخص نگشته ، و تا تحقق نيابد از ابهام و اجمال درنمىآيد ، و چون چنين است ( و در تمامى موجودات اين دو وجه هست و در خصوص آدميان ) پاى اختيار به ميان مىآيد ، و به خاطر همين وجه دوم است كه قانون اختيار واقعيتى مىشود و در دنبال آن ، مساله سعى و كوشش و حركت و عمل و اكتساب سر درآورده تعليم و تربيت و خوف و رجاء و آرزوها و خواهشها مصحح يافته و پاسخ اين سؤال : « با اينكه قلم تقدير سرنوشتها را معلوم كرده ديگر چه فايده و اثرى در سعى و عمل تصور مىشود و دعوت انبياء و امر و نهيشان و ثواب و عقابى كه وعده دادهاند چه معنايى دارد » روشن مىگردد . و پر واضح است كه هيچ يك از اين دو وجه ، ديگرى را باطل نمىكند ، و در عالم