السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

443

تفسير الميزان ( فارسي )

بگوئيم نسبت سجده به سايه دادن كنايه از اين است كه سجده هم منقاد امر اوست ، و آن طور كه او مىخواهد به وجود مىآيد ؟ و يا بگوئيم : مقصود از سايه خود صاحب سايه است ، چون وقتى كسى سجده كند قهرا سايه اش هم سجده مىكند ؟ آرى به هيچ وجه نمىتوان آن معانى لطيف و دقيق را گذاشته ، كلام خداى را بر چنين معانى واهى حمل نمود . * ( « قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللَّه قُلْ أفَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِه أَوْلِياءَ لا يَمْلِكُونَ لأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَلا ضَرًّا » ) * . اين آيه بخاطر اينكه رسول خدا را فرمان مىدهد به اينكه با مشركين احتجاج كند ، در حقيقت به منزله خلاصه آيات سابق است . زيرا آيات سابق با روشنترين بيان اين معنا را خاطرنشان مىكردند كه : تدبير آسمانها و زمين و آنچه در آنها است با خداست ، هم چنان كه خلقت و پيدايش آنها از او مىباشد ، و اوست مالك آن چيزهايى كه خلايق بدان نيازمندند ، و تدبير آنها هم ناشى از علم و قدرت و رحمت اوست ، و هر چيز غير از او مخلوق و مدبر ( به فتح با ) است و مالك هيچ نفع و ضررى براى خود نيست . و اين بيان نتيجه مىدهد كه تنها او رب است و بس . اينك بعد از آن بيان ، به پيغمبرش دستور مىدهد كه نتيجه آن را بر مشركين مسجل نموده ، بعد از تلاوت آيات سابق و روشن شدن حق از ايشان بپرسد : « * ( مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * - كيست آنكه مالك و مدبر بر امر آسمانها و زمين و موجودات در آنها است ؟ » آن گاه دستورش مىدهد كه خودش در جواب بگويد : « اللَّه » ، چون مشركين معاند و لجباز بودند و حاضر نبودند به آسانى به توحيد و يگانه بودن رب اقرار كنند ، علاوه بر اين بطور تلويح مىفهماند كه مشركين حجت و استدلال سرشان نمىشود ، و حرف به خرجشان نمىرود . آن گاه به كمك آن نتيجه ، نتيجه دومى را گرفته كه مساله بطلان شرك آنان را به روشنترين بيان اثبات مىنمايد ، و آن نتيجه اين است كه : مقتضاى ربوبيت خدا - كه با دلائل سابق اثبات شد - اين است كه خود او مالك نفع و ضرر باشد ، پس هر چه جز اوست مالك نفع و ضررى براى خود نيست تا چه رسد براى غير خود ، پس اتخاذ ربى غير از خداى تعالى ، و فرض اينكه غير او كسانى اولياى امور بندگان باشند ، يعنى مالك نفع و ضرر ايشان باشند ، در حقيقت فرض اوليائى است كه اولياء نباشند ، چون گفتيم اولياى مفروض ، مالك نفع و ضرر خود نيستند تا چه رسد به نفع و ضرر ديگران . 0 اين است آن معنايى كه از تفريع جمله * ( « قُلْ أفَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِه أَوْلِياءَ لا يَمْلِكُونَ لأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَلا ضَرًّا » ) * بر آيات سابق استفاده مىشود ، و غرض از تفريع مذكور همين است ، و معناى آن اين است كه وقتى خداوند سبحان رب آسمانها و زمين باشد ديگر اعتقاد و ادعاى