السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
437
تفسير الميزان ( فارسي )
و اگر در معنايى كه كرديم و خواستيم كلمه « نيل » را در معناى استجابت درآوريم ، براى اين بود كه احتمال مىدهيم استجابت متضمن معناى نيل و امثال آن باشد . خداى سبحان در آخر آيه ، گفتار خود را تاكيد نموده و فرمود : * ( « وَما دُعاءُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ » ) * و اين جمله علاوه بر تاكيد مطالب قبل ، به يك حقيقت اصيل ديگر نيز اشاره مىكند ، و آن اين است كه هيچ دعائى نيست مگر آنكه غرض آن ، خداى سبحان است ، چون او است عليم و قدير و غنى و صاحب رحمت ، پس براى دعا هيچ راهى نيست مگر همان راه توجه به خداى تعالى ، بنا بر اين كسى كه غير خدا را مىخواند و آن را غرض و هدف قرار مىدهد رابطه دعاى خود و هدف دعا را از دست داده ، و در حقيقت دعايش راه را گم كرده ، چون ضلالت به همين معنا است كه چيزى از راه خود بيرون شود و راهى بپيمايد كه آن را به مطلوبش نرساند . * ( « وَلِلَّه يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالآصالِ » ) * . « سجود » به معناى به رو بر زمين افتادن و پيشانى و يا چانه را بر زمين نهادن است ، هم چنان كه در باره برادران يوسف مىفرمايد : « وَخَرُّوا لَه سُجَّداً » « 1 » و نيز فرموده : « يَخِرُّونَ لِلأَذْقانِ سُجَّداً » « 2 » سجود مصدر ، و سجده بناى مره است يعنى يك سجود . و « كره » ، به معناى كاريست كه آدمى با مشقت آن را انجام دهد ، حال اگر محركش امرى خارجى باشد ، آن را « كره » - با فتحه كاف - خوانند ، و اگر محركش داخلى و نفسانى باشد آن را « كره » - به ضمه كاف - تلفظ كنند و اين لفظ در برابر و مقابل « طوع » است . راغب در مفردات مىگويد : « غدوة » و « غداة . . . » از ساعات اول روز است ، و در قرآن كريم ، « غدو » در مقابل « آصال » ، و « غداة » در مقابل « عشى » قرار گرفته ، يك جا فرموده : * ( « بِالْغُدُوِّ وَالآصالِ » ) * و يك جا فرموده « بِالْغَداةِ وَالْعَشِيِّ » . و بايد دانست كه غدو جمع غداة است ، هم چنان كه « قنى » جمع « قناة » ( نيزه ) است « 3 » . و در مجمع البيان گفته : كلمه « آصال » جمع « اصل » - با ضمه همزه و صاد - است ، و اصل هم جمع « اصيل » است ، پس آصال جمع الجمع و ماده اش كلمه « اصل » است ، و از اين جهت اين ساعت از روز معين بين عصر و غروب آفتاب را آصال گفتهاند كه گويى ريشه و مبدأ شب است « 4 » .
--> ( 1 ) به عنوان سجده برايش به خاك افتادند . سوره يوسف ، آيه 100 . ( 2 ) به عنوان سجده چانه ها را بر زمين نهادند . سوره اسرى ، آيه 107 . ( 3 ) مفردات راغب ، ماده « غدا » . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 282 ، ط تهران .