السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

425

تفسير الميزان ( فارسي )

نمىخواهد مگر آنكه ايشان خود را تغيير دهند ، و از زى عبوديت و مقتضيات فطرت خارج شوند ) هيچ كس نيست كه از شقاوت و نقمت ، و يا عذاب او جلوگيرى به عمل آورد . * ( « وَما لَهُمْ مِنْ دُونِه مِنْ والٍ » ) * - اين جمله عطف بر جمله * ( « وَإِذا أَرادَ اللَّه بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَه » ) * و مفسر آنست و معناى تعليل را مىرساند ، وقتى مردم غير از خداى سبحان واليى نداشته باشند كه متولى امرشان شود ، قهرا كسى را نخواهند داشت كه جلو خداوند متعال را بگيرد و نگذارد خواسته هايش را عليه ايشان اجراء سازد . پس از همه آنچه گذشت اين معنا روشن گرديد كه آيه شريفه - بطورى كه سياق هم مىرساند ، و خدا داناتر است - اين معنا را افاده مىكند كه براى هر فردى از افراد مردم بهر حال كه بوده باشند معقبهايى هستند كه ايشان را در مسيرى كه بسوى خدا دارند تعقيب نموده ، از پيش رو و از پشت سر در حال حاضر و در حال گذشته به امر خدا حفظشان مىكنند و نمى گذارند حالشان به هلاكت و يا فساد و يا شقاوت ، كه خود امر ديگر خداست متغير شود ، و اين امر ديگر كه حال را تغيير مىدهد وقتى اثر خود را مىگذارد كه مردم خود را تغيير دهند ، در اين هنگام است كه خدا هم آنچه از نعمت كه به ايشان داده تغيير مىدهد ، و بدى را بر ايشان مىخواهد ، و وقتى بدى را براى مردمى خواست ديگر جلوگيرى از آن نيست ، چون بشر غير خداوند والى ديگرى كه متولى امورش شود ندارد تا آن والى از نفوذ اراده و خواست خداوند جلوگيرى به عمل آورد ، و از اين معنا چند مساله روشن مىگردد : اول اينكه : آيه شريفه به منزله بيان تفصيلى براى جمله ايست كه در خلال آيات قبلى قرار گرفته و مىفرمود : * ( « وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَه بِمِقْدارٍ » ) * ، زيرا اين جمله بطور اجمال مىفهماند براى تمامى اشياء در نزد خدا حدودى است ثابت و غير متغير و غير متخلف ، و به همين جهت هيچگاه از علم او دور و مستور نمىشوند ، آيه مورد بحث اين اجمال را در خصوص انسان تفصيل مىدهد كه انسانها هر كدام معقباتى از پيش رو و از پشت سر دارند كه موكل بر ايشانند تا ايشان و تمامى متعلقات ايشان را از خطر هلاكت و دگرگونى حفظ نمايند ، و دچار هلاكت و دگرگونى نشوند مگر به امر ديگر خدا . دوم اينكه : هيچ چيز از انسان از جان و جسم و اوصاف و احوال و اعمال و آثارش نيست مگر آنكه ملكى از طرف خداوند موكل بر آنست تا حفظش كند ، و وضعش در مسير بسوى خدا بطور دوام چنين هست تا آنكه خودش وضع خود را تغيير دهد ، در آن صورت خدا هم وضع خود را در باره او تغيير مىدهد ، پس اينكه خدا حافظ است و او ملائكه اى دارد كه متصدى حفظ بندگانند خود يك حقيقتى است قرآنى .