السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

423

تفسير الميزان ( فارسي )

كه خداى تعالى اين معقبات را قرار داده و بر انسان موكل كرده تا او را به امر خدا از امر خدا حفظ نمايند ، و از اينكه هلاك شود و يا از وضعى كه دارد دگرگون گردد نگهدارند ، چون سنت خدا بر اين جريان يافته كه وضع هيچ قومى را دگرگون نسازد مگر آنكه خودشان حالات روحى خود را دگرگون سازند ، مثلا اگر شكرگزار بودند به كفران مبدل نمايند ، و يا اگر مطيع بودند عصيان بورزند ، و يا اگر ايمان داشتند ، به شرك بگرايند ، در اين هنگام خدا هم نعمت را به نقمت ، و هدايت را به اضلال ، و سعادت را به شقاوت مبدل مىسازد ، و همچنين . . . و اين جمله ، يعنى جمله * ( « إِنَّ اللَّه لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ . . . » ) * ، چكيده اش اين است كه خداوند چنين حكم رانده و حكمش را حتمى كرده كه نعمتها و موهبتهايى كه به انسان مىدهد مربوط به حالات نفسانى خود انسان باشد ، كه اگر آن حالات موافق با فطرتش جريان يافت آن نعمتها و موهبتها هم جريان داشته باشد ، مثلا اگر مردمى بخاطر استقامت فطرتشان به خدا ايمان آورده و عمل صالح كردند ، به دنبال آن نعمتهاى دنيا و آخرت بسويشان سرازير شود ، هم چنان كه فرمود : « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ وَلكِنْ كَذَّبُوا » « 1 » و مادامى كه آن حالت در دلهاى ايشان دوام داشته باشد اين وضع هم از ناحيه خدا دوام يابد ، و هر وقت كه ايشان حال خود را تغيير دادند خداوند هم وضع رفتار خود را عوض كند و نعمت را به نقمت مبدل سازد . ممكن هم هست كه از آيه ، عموميت هم استفاده بشود يعنى نقمت را هم شامل شده چنين افاده كند كه : ميان تمامى حالات انسان و اوضاع خارجى - چه در جانب خير و چه در جانب شر - ، يك نوع تلازم است ، پس اگر مردمى داراى ايمان و اطاعت و شكر باشند خداوند هم نعمتهاى ظاهرى و باطنيش را به ايشان ارزانى بدارد ، و همين كه ايشان وضع خود را تغيير دادند و كفر و فسق ورزيدند خدا هم نعمت خود را به نقمت مبدل كند ، و همين طور دچار نقمت باشند تا باز خود را تغيير دهند . همين كه تغيير دادند و به اطاعت و شكر بازگشتند باز هم نقمتشان به نعمت مبدل شود ، و همچنين . . . و ليكن ظاهر سياق با اين عموميت مساعد نيست ، مخصوصا دنباله آن دارد كه : * ( « وَإِذا أَرادَ اللَّه بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَه » ) * ، زيرا اين دنباله بهترين شاهد است بر اينكه مقصود از « ما بقوم » نعمت قبلى ايشان است نه اعم از نعمت و نقمت ، چون جمله مذكور تغيير را توصيف مىكند ، و

--> ( 1 ) و اگر مردم شهر و ديار همه ايمان آورده و پرهيزگار مىشدند ، همانا ما درهاى بركات آسمان و زمين را بر روى آنان مىگشوديم ، و ليكن تكذيب كردند . سوره اعراف ، آيه 96 .