السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
42
تفسير الميزان ( فارسي )
شركت دارد ، با اين تفاوت كه وجه اول تنها ادعا مىكرد كه منظور از استثناء بيان اطلاق قدرت الهى است ، ولى اين وجه اختصاص دارد به بيان اين ادعا كه استثناء براى اين است كه خلود به هيچ سببى از اسباب نقض نمىشود ، مگر اينكه خدا بخواهد ، و خدا هرگز چنين چيزى نمىخواهد . و همين معنا دليل ضعف اين وجه است ، زيرا هيچ دليلى بر اين دعوى نيست و به فرضى هم كه در آيه دومى جمله * ( « عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ » ) * چنين دلالتى داشته باشد در آيه اولى جمله * ( « إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ » ) * هيچگونه دلالت و بلكه اشعارى بر اين معنا ندارد ، هم چنان كه از ظاهرش برمىآيد . 8 - اينكه مقصود از اين استثناء آن قطعه زمانى است كه بعضى از اين دو طايفه ( اهل دوزخ و بهشت ) زودتر از بعضى ديگر داخل شدهاند ، چون قرآن كريم در باره اين دو طايفه فرموده بود دسته دسته وارد مىشوند : در باره اهل جهنم فرموده است : « وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ زُمَراً » و در باره اهل بهشت فرموده است : « وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً » . و معلوم است كه وقتى يك گروه زودتر از گروه ديگر وارد شوند زمان اقامت گروه ها متفاوت خواهد شد و همين تفاوت زمانى است كه خداوند با استثناء * ( « إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ » ) * بدان اشاره نموده است - اين وجه را از سلام بن مستنير بصرى نقل كردهاند . و اما اشكال اين قول : « ظاهر جمله ففي النار خالدين فيها ما دامت السماوات و الارض » و همچنين ظاهر جمله * ( « فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ » ) * اين است كه وصف مذكور ناظر است به انتهاى مدت اقامت در بهشت و دوزخ نه به ابتداى آن . علاوه بر اينكه ، مبدأ استقرار در آتش و يا بهشت به هر حال روز قيامت است ، و صرف اينكه در آن روز عده اى بعد از عده اى ديگر وارد مىشوند ، و در نتيجه تفاوت زمانى پيدا مىشود مضر به اين جهت نيست . 9 - اينكه معناى خلود در آتش اين است كه كفار تا مدتى كه در قبور هستند معذبند ، يعنى تا زمانى كه آسمانها و زمين به حال خود و بر جاى خود برقرار باشند و اما در روز قيامت كه آسمانها و زمين از بين مىروند عذاب ايشان هم تمام مىشود ، چون ديگر قبرى در كار نيست و همه براى حساب محشور مىشوند ، و اينكه فرموده : * ( « إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ » ) * به منظور همين است كه وضع قيامت را استثناء كند . صاحب مجمع البيان اين وجه را از تفسير شيخ ابى جعفر طوسى و او از تفاسير جمعى از علماى اماميه نقل كرده است . و اين وجه هر چند با وجه دوم از نظر بيان مختلف است و ليكن از اين جهت كه كلمه « الا » را به معناى « سوى » گرفته ، با وجه دوم شركت داشته و همان اشكال كه در وجه دوم ايراد