السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

409

تفسير الميزان ( فارسي )

و اينكه فرمود : * ( « أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ » ) * اشاره است به لازمه سوم انكار شان ، كه عبارت بود از مكثشان در عذاب و شقاوت . * ( « وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ . . . » ) * . در مجمع البيان گفته : كلمه « استعجال » به معناى طلب تعجيل در كار است ، و تعجيل هم به معناى جلو انداختن آنست قبل از آنكه وقتش فرا رسد ، و در معناى كلمه « سيئه » گفته است كه : به معناى هر خصلتى است كه نفس آدمى از آن خوشش نيايد و از آن ناراحت شود ، و نقيض آن « حسنه » كه به معناى خصلتى است كه نفس را مسرور و خوشحال سازد ، و كلمه « مثلات » به معناى عقوبتها است ، كه مفردش « مثله » - به فتح ميم و ضم ثاء - است ، و اگر در مفرد ، « مثله » - به ضم ميم و سكون ثاء - بخوانيم جمع آن را بايد « مثلات » - به ضم ميم و ثاء - بخوانيم ، هم چنان كه جمع غرفه ، غرفات مىشود . و بعضى جمع آن را مثلات - به سكون ثاء - و مثلات - به فتح ثاء - خوانده‌اند . راغب هم در مفردات گفته مثله به معناى گرفتارى و ناملايمى است كه به انسان روى آورد و آدمى را ضرب المثل ديگران سازد ، و ديگران از چنان گرفتارى خود را بر حذر بدارند ، و معنايش همان معناى نكال است ، و جمع آن مثلات - به ضمه و ميم و يا فتحه آن ، و ضمه ثاء - مىآيد ، و بعضى آيه قرآن را ، هم مثلات - به ضمه ثاء - خوانده‌اند و هم مثلات - به سكون آن - مانند عضد كه هم به ضمه ضاد خوانده مىشود و هم به سكون آن « 2 » . ضمير جمعى كه در جمله * ( « يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ » ) * است به كفارى بر مىگردد كه در آيه قبل مورد بحث بودند ، و مراد از « استعجالشان به سيئه قبل از حسنه » اين است كه ايشان از باب استهزاء و مسخره كردن رسول خدا ( ص ) ، بجاى درخواست رحمت و عافيت درخواست عذاب كرده بودند ، به دليل اينكه دنبالش مىفرمايد : * ( « وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ » ) * و با در نظر داشتن اينكه جمله مذكور جمله ايست حاليه ، مراد از سيئه ، آن عقوبتهايى خواهد بود كه بر امتهاى گذشته نازل شد و ايشان را منقرض ساخت . و معناى آيه چنين خواهد بود : كسانى كه كفر ورزيدند ، بعد از آنكه شنيدند كه تو از عذاب الهى انذارشان كردى ، و قبل از آنكه از خدا طلب رحمت و عافيت كنند طلب عذاب كردند تا به خيال خود تو را مسخره كرده باشند ، با اينكه خبر داشتند از عذاب الهى و عقوبتهايى

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 277 ، ط تهران . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « مثل » .