السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

396

تفسير الميزان ( فارسي )

اسم ظاهر « ربكم » را آورد وجهش اينست كه خواست در اثبات ربوبيت خدا اصرار و تاكيد كند و به اين معنا اشاره نمايد كه آن كسى كه عالم را خلق ، و امر آن را تدبير نموده و در نتيجه رب آن شده او رب شما نيز هست ، پس ربى جز رب واحد نيست و او شريكى ندارد . * ( « وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيها رَواسِيَ وَأَنْهاراً . . . » ) * . كلمه « رواسى » جمع « راسيه » و از ماده « رسى » و به معناى ثابت و برقرار است ، و مراد از آن در اينجا كوه ها هستند كه در جايگاه خود ثابت و استوارند ، و كلمه « زوج » به معناى چيزيست كه فرد نباشد ، و بر مجموع هر دو امرى كه ميانشان ازدواج است اطلاق مىشود ، هم چنان كه بر يكى از آن دو نيز اطلاق مىگردد ، يعنى هم مىتوان گفت : « هما زوج - آن دو زوجند » و هم گفت « هما زوجان - آن دو ، دو زوجند » ، و در بسيارى از موارد كلمه « زوجان » با كلمه « اثنين » تاكيد مىشود تا دلالت كند بر اينكه مقصود از آن ، دو عدد است نه چهار عدد ، ( چون به يك حساب ، دو زوج ، چهار تا مىشود ) ، هم چنان كه در آيه مورد بحث ، اين تاكيد آمده . كلمه « مد » در * ( « مَدَّ الأَرْضَ » ) * به معناى گستردن است ، يعنى زمين را به نحو شايسته اى كه بشود در آن زندگى كرد و حيوان و نبات و اشجار در آن پديد آيند ، گسترده كرد . و اينكه گستردن زمين را به خداى تعالى نسبت داد به منزله تمهيد و مقدمه براى جمله ايست كه به آن ملحق مىشود ، چنان كه نظير اين را در آيه گذشته * ( « اللَّه الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها » ) * گفتيم كه مقدمه است براى جملات بعد . * ( « وَجَعَلَ فِيها رَواسِيَ وَأَنْهاراً » ) * - ضمير در « فيها » به كلمه « ارض » برمىگردد ، و كلام طورى ريخته شده كه هر جمله ، فرع جمله قبلى خودش است ، و غرض از آن - و خدا داناتر است - بيان تدبير خدا براى امور سكنه زمين از انسان و حيوان است ، كه چه تدابيرى در حركت آنها براى طلب رزق ، و در سكونشان جهت آسايش به كار برده و به همين منظور زمين را گسترده كرد ، كه اگر گسترده نمىكرد انسان و حيوان نمىتوانست در آن ادامه زندگى دهد ، و اگر هم يكسره گسترده مىشد و در آن پستى و بلندى وجود نمىداشت باز هم صالح براى زندگى نبود ، چون آبهايى كه در آن ذخيره شده بر سطح آن جريان نمىيافت و زراعت و بستانى به وجود نمىآمد ، و لذا خداى تعالى كوه هاى بلند و پاىبرجا در آن ميخكوب كرده و آنچه آب از آسمان مىفرستد در آن كوه ها ذخيره نموده و نهرهايى از اطراف آنها جارى و چشمه هايى بر دامنه ها روان مىسازد ، و كشتزارها و باغات را سيراب مىكند ، و ميوه هاى مختلف تلخ و شيرين و تابستانى و زمستانى و اهلى و جنگلى ببار مىآورد ، و شب و روز را كه دو عامل قوى در رشد ميوه ها و حاصلها است بر زمين مسلط مىسازد ، آرى شب و روز سرما و گرما را به وجود مىآورند و اين دو نيز در نضج و نمو و