السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

382

تفسير الميزان ( فارسي )

اين بود بهترين معناهايى كه براى آيه مورد بحث ذكر كرده‌اند ، دليل بر آن هم اين است كه آيه شريفه همانطور كه گفتيم با مضمونى كه دارد غايت و سرآمد مضمون آيه قبلش است ، و در اين ميان معانى ديگرى براى آيه آورده‌اند كه خالى از اشكال نيست ، و ما متعرض نشدن به آن را بهتر دانستيم . * ( « لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لأُولِي الأَلْبابِ . . . » ) * . راغب در مفردات مىگويد : اصل كلمه « عبر » به معناى تجاوز از حالى به حالى است ، و اما عبور تنها ، مختص به تجاوز از آب است . . . و « اعتبار » و « عبرة » مخصوص به حالتى است كه انسان بوسيله آن از شناختن چيزى كه قابل مشاهده است به چيزى كه قابل مشاهده نيست مىرسد . هم چنان كه خداى تعالى فرمود : « إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً - در اين آيات عبرت است » « 1 » ضمير در « قصصهم » به انبياء ، كه يكى از ايشان يوسف ، صاحب داستان اين سوره است برمىگردد ، احتمال هم دارد كه به يوسف و برادرانش برگشته و معنا چنين باشد : « قسم مىخورم كه در داستانهاى انبياء و يا يوسف و برادرانش عبرت است براى صاحبان عقل » ، و اين داستان كه در اين سوره آمده حديثى افترايى نبود ، ليكن تصديق كتاب آسمانى قبل از قرآن يعنى تورات است . * ( « وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ . . . » ) * - هم بيان و تميز هر چيزى است از آنچه كه مردم در دينشان كه اساس سعادت دنيا و آخرتشان است بدان نيازمندند ، و هم هدايت بسوى سعادت و رستگارى است ، و هم رحمت خاصى است از خداوند به مردمى كه بدان ايمان آورند ، آرى از اين نظر رحمت خاص الهى است كه مردم با هدايت او بسوى صراط مستقيم هدايت مىشوند . بحث روايتى در تفسير قمى به سند خود از فضيل از ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه در ذيل جمله * ( « ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّه إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ » ) * فرموده : مقصود از آن ، شرك طاعت است ، نه شرك در عبادت ، يعنى معصيتهايى كه ارتكاب مىشوند در حقيقت شرك در اطاعت است و گنهكاران با گناه خود شيطان را اطاعت كرده‌اند . « 2 »

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « عبر » . ( 2 ) تفسير قمى ، ج 1 ص 358 ، ط قم .