السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
305
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « قالُوا وَأَقْبَلُوا عَلَيْهِمْ ما ذا تَفْقِدُونَ » ) * . كلمه « فقد » - بطورى كه گفتهاند - به معناى غايب شدن چيزى از حس آدمى است ، بطورى كه معلوم نشود در كجا است ، ضمير در « قالوا » به برادران برمىگردد ، كه همان « عير » و كاروانيان باشند ، و جمله * ( « ما ذا تَفْقِدُونَ » ) * گفتار ايشان است ، و ضمير در « عليهم » بطورى كه از سياق برمىآيد به يوسف و كارمندانش برمىگردد ، و معناى آن اين است كه برادران يوسف بسوى او و كارمندانش روى آورده گفتند : چه چيز گم كردهايد ؟ و از سياق كلام استفاده مىشود كه جارچىاى كه جار زد : « اى كاروانيان شما دزديد » از پشت سر ايشان كه به راه افتاده بودند جار زد ، و ايشان بعد از شنيدن آن به طرف صاحب صدا برگشتهاند . * ( « قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ وَلِمَنْ جاءَ بِه حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَا بِه زَعِيمٌ » ) * . كلمه « صواع » به ضمه صاد - به معناى سقايه و ظرف آبخورى است ، بعضى « 1 » هم گفتهاند : صواع همان صاع است ، كه به معناى پيمانه ايست كه با آن اجناس را كيل مىكردند ، و صواع پادشاه مصر در آن روز ظرفى بوده كه هم در آن آب مىخوردند ، و هم به آن اجناس را پيمانه مىكردند ، و به همين جهت است كه در قرآن كريم يك جا از آن تعبير « به سقايت » مىكند ، و در جاى ديگر بنام « صواع » مىخواند ، و اين كلمه از كلماتى است كه هم معامله مذكر با آن مىكنند و هم مؤنث ، و لذا يك جا ضمير مذكر به آن برگردانيده و فرموده : * ( « وَلِمَنْ جاءَ بِه » ) * ، و در جاى ديگر ضمير مؤنث برگردانيده و فرموده : * ( « ثُمَّ اسْتَخْرَجَها » ) * . كلمه « حمل » به معناى هر بارى است كه حامل ، آن را حمل كند ، و راغب گفته : اثقالى كه در ظاهر حمل مىشود مانند بارهايى كه بدوش گرفته مىشود بنام « حمل » - به كسره حاء - خوانده مىشود ، و بارهايى كه در باطن حمل مىشود مانند جنين در باطن مادر و آب در شكم ابر ، و ميوه كه در درون درخت است ، « حمل » - به فتح حاء - ناميده مىشود « 2 » . و در مجمع البيان گفته : زعيم و كفيل و ضمين ، هر سه به يك معنا است ، ولى گاهى زعيم را در رئيس قوم كه متكفل امور قوم است استعمال مىكنند . « 3 » در اين آيه احتمالى است كه خيلى هم بعيد نيست ، و آن اينكه گوينده * ( « نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ » ) * كارمندان يوسف ، و گوينده * ( « وَلِمَنْ جاءَ بِه حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَا بِه زَعِيمٌ » ) * خود يوسف
--> ( 1 ) تبيان شيخ طوسى ، ج 6 ، ص ، 171 . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « حمل » . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 251 ، ط تهران .