السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

283

تفسير الميزان ( فارسي )

وَ جاءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَيْه فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَه مُنْكِرُونَ ( 58 ) وَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ قالَ ائْتُونِي بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِيكُمْ ألا تَرَوْنَ أَنِّي أُوفِي الْكَيْلَ وَأَنَا خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ ( 59 ) فَإِنْ لَمْ تَأْتُونِي بِه فَلا كَيْلَ لَكُمْ عِنْدِي وَلا تَقْرَبُونِ ( 60 ) قالُوا سَنُراوِدُ عَنْه أَباه وَإِنَّا لَفاعِلُونَ ( 61 ) وَقالَ لِفِتْيانِه اجْعَلُوا بِضاعَتَهُمْ فِي رِحالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَها إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ( 62 ) ترجمه آيات برادران يوسف آمدند و بر او وارد شدند ، او ايشان را شناخت ولى آنها وى را نشناختند ( 58 ) . و هنگامى كه ( يوسف ) بار آذوقه آنها را آماده كرد گفت : ( دفعه آينده ) آن برادرى را كه از پدر داريد نزد من آريد ، آيا نمىبينيد كه من حق پيمانه را ادا مىكنم و من بهترين ميزبانانم ؟ ( 59 ) . و اگر او را نزد من نياوريد نه كيل ( و پيمانه اى از غله ) نزد من خواهيد داشت و نه ( اصلا ) نزديك من شويد ( 60 ) . گفتند ما با پدرش گفتگو خواهيم كرد ( و سعى مىكنيم موافقتش را جلب نماييم ) و ما اين كار را خواهيم كرد ( 61 ) . سپس به كارگزاران و غلامان خويش گفت : آنچه را به عنوان قيمت پرداخته‌اند در بارهايشان بگذاريد تا شايد پس از مراجعت به خانواده خويش آن را بشناسند و شايد برگردند ( 62 ) . بيان آيات فصل ديگرى از داستان يوسف ( ع ) است كه در چند آيه خلاصه شده و آن