السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
270
تفسير الميزان ( فارسي )
كه انسان نفس را از ميل به شهوات و بديها تبرئه كند ، و اگر انسان از دستورات و دعوت نفس بسوى زشتيها و شرور سرپيچى كند رحمت خدايى دستگيرش شده ، و او را از پليديها منصرف و بسوى عمل صالح موفق مىنمايد . و از همين جا معلوم مىشود كه جمله * ( « إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي » ) * دو تا فايده در بردارد : يكى اينكه اطلاق جمله * ( « إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ » ) * را مقيد مىكند ، و مىفهماند كه انجام كارهاى نيك هم كه گفتيم به توفيقى از ناحيه خداى سبحان است از كارهاى نفس مىباشد ، و چنين نيست كه آدمى آنها را بطور اجبار و الجاء از ناحيه خداوند انجام دهد . دوم اينكه اشاره مىكند كه اجتنابش از خيانت ، رحمتى از ناحيه پروردگارش بود . آن گاه رحمت خداى را هم تعليل نموده به اينكه : « * ( إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * - همانا پروردگارم بسيار بخشاينده و مهربان است » و غفاريت خداى را هم بر رحمت او اضافه كرد ، براى اينكه مغفرت ، نواقص و معايب را كه لازمه طبع بشرى است مستور مىكند ، و رحمت نيكيها و صفات جميله را نمايان مىسازد . آرى مغفرت خداى تعالى هم چنان كه گناهان و آثار آن را محو مىكند ، نقايص و آثار نقايص را هم از بين مىبرد ، هم چنان كه قرآن كريم فرمود : « فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَلا عادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » « 1 » كه در اواخر جلد ششم اين كتاب در تفسير آن بيانى گذرانديم ( كه حاصلش اين بود كه مغفرت در اينجا به محو نقيصه تعلق گرفته نه محو گناه ) . و از جمله اشارات لطيفى كه در كلام يوسف ( ع ) آمده يكى اين است كه از خداى تعالى تعبير كرده به « ربى - پروردگارم » و اين تعبير را در سه جاى كلام خود تكرار نموده ، يك جا فرموده : * ( « إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ » ) * يك جا فرموده : * ( « إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي » ) * در اينجا هم فرموده : * ( « إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * زيرا اين سه جمله اى كه كلمه « ربى » در آنها به كار رفته هر كدام به نوعى متضمن انعامى از پروردگار يوسف نسبت بخصوص وى بوده ، و به همين جهت در ثناى بر او ، او را به خودش نسبت داده و گفت : « پروردگار من » تا مذهب خود را كه همان توحيد است تبليغ نموده بفهماند بر خلاف مردم بتپرست آن روز ، خداى تعالى را رب و معبود خود مىداند ، و چون در جمله * ( « وَأَنَّ اللَّه لا يَهْدِي كَيْدَ الْخائِنِينَ » ) * چنين نسبتى نبود لذا بجاى كلمه « ربى » كلمه « اللَّه » را آورد . و اما اينكه گفتيم بعضى از مفسرين دو آيه مورد بحث ، يعنى
--> ( 1 ) سوره انعام آيه 145 .