السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
268
تفسير الميزان ( فارسي )
« وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ » . « 1 » و بنا بر اينكه كلام يوسف باشد اشاره « ذلك » اشاره به برگردانيدن فرستاده است ، يعنى اينكه من از زندان بيرون نيامدم و فرستاده شاه را نزد او برگردانيدم و بوسيله او درخواست كردم كه شاه در باره من و آن زنان داورى كند ، براى اين بود كه عزيز بداند من به او در غيابش خيانت نكردم و با همسرش مراوده ننمودم و بداند كه خداوند كيد خائنان را هدايت نمىكند . بنا بر اين ، ضمير در « ليعلم - تا بداند » و همچنين در « * ( لَمْ أَخُنْه ) * - خيانتش نكردم » به عزيز برمىگردد . آرى يوسف ( ع ) براى برگرداندن رسول شاه دو نتيجه ذكر كرده ، يكى اينكه عزيز بداند كه من به او خيانت نكردم ، و او از وى راضى و خوشنود شود ، و از دل او هر شبهه اى كه در باره وى و همسر خود دارد زايل گردد . دوم اينكه بداند كه هيچ خائنى بطور مطلق هيچ وقت به نتيجه اى كه از خيانت خود در نظر دارد نمىرسد و ديرى نمىپايد كه رسوا مىشود ، و اين سنتى است كه خداوند همواره در ميان بندگانش جارى ساخته ، و هرگز سنت او تغيير و تبديل نمىپذيرد ، خيانت باطل است و باطل هم دوام ندارد ، و حق بر عليه آن ظاهر مىشود و بطلان آن را بر ملا مىكند . بهترين نمونه اش خيانت زنان مصر است ، اگر بنا بود خائن رستگار شود زنان مصر و همسر عزيز در آنچه كردند رسوا نمىشدند ، ليكن از آنجايى كه خداوند كيد خائنان را راهبرى نمىكند رسوا شدند . و گويا منظور يوسف ( ع ) از نتيجه دوم كه گفت : * ( « أَنَّ اللَّه لا يَهْدِي كَيْدَ الْخائِنِينَ » ) * و تذكر دادن آن به پادشاه مصر و تعليم آن به وى اين بوده كه از لوازم فايده خبر نيز بهره بردارى كند ، و بفهماند كه وى از حقيقت داستان اطلاع دارد ، و چنين كسى كه در غياب عزيز به همسر او خيانت نكرده قطعا به هيچ چيز ديگرى خيانت نمىكند ، و چنين كسى سزاوار است كه بر هر چيز از جان و مال و عرض امين شود ، و از امانتش استفاده كنند . آن گاه با فهماندن اينكه وى چنين امتيازى دارد زمينه را آماده كرد براى اينكه وقتى با شاه روبرو مىشود از او درخواست كند كه او را امين بر اموال مملكت و خزينه هاى دولتى قرار دهد . و از ظاهر اين آيه برمىآيد كه مقصود از ملك ( پادشاه ) غير عزيز ، همسر زليخا بوده كه
--> ( 1 ) و مائيم صفزدگان و مائيم كه تسبيح مىكنيم سوره صافات ، آيه 165 و 166 .