السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
260
تفسير الميزان ( فارسي )
و نعمت و بركت بر ايشان نازل مىشود ، و اگر از ماده غيث باشد معنايش اين مىشود كه در آن سال باران مىآيد ، و قحطى از بين ايشان بر طرف مىگردد . و اين معناى دوم از نظر جمله بعدى كه مىفرمايد : « * ( وَفِيه يَعْصِرُونَ ) * - و در آن ، مردم عصير ( دانه هاى روغنى و ميوه ) مىگيرند » مناسبتر است ، و در اين باب نبايد به اين حرف گوش داد كه بعضى « 1 » ادعا كردهاند كه معناى اول متبادر از سياق آيه است ، مگر اينكه جمله : « يعصرون » را به ضم « ياء » و فتح « صاد » يعنى به صيغه مجهول بخوانيم كه معنايش باران ديدن است . هم چنان كه اين طور قرائت هم رسيده . و اما اينكه پاره اى از مستشرقين بر معناى دومى ايراد گرفته و گفتهاند : فراوانى نعمت در سرزمين مصر به باريدن باران نيست ، بلكه به طغيان رود نيل است ، چون باران در فراوان شدن نعمت در اين سرزمين اثرى ندارد ، در جوابش گفتهاند كه : طغيان نيل هم از اثر زيادى باران و جريان سيل از ارتفاعات سودان است . علاوه بر اين ممكن است كلمه « يغاث » ماخوذ از « غيث » به معناى علف باشد ، زيرا در لسان العرب گفته كه غيث به معناى علف خودرو است كه در اثر باريدن باران مىرويد و اين از آن دو معناى قبلى با جمله * ( « وَفِيه يَعْصِرُونَ » ) * سازگارتر است . * ( « وَفِيه يَعْصِرُونَ » ) * - « يعصرون » از ماده عصر است كه به معناى روغنكشى و آبگيرى بوسيله فشار دادن است ، مانند گرفتن آب انگور و خرما جهت شيره و امثال آن ، و گرفتن روغن زيتون و كنجد جهت خوردن و يا مصرف چراغ و امثال آن ، و ممكن است مراد از آن ، دوشيدن باشد ، يعنى در آن سالهاى فراوانى نعمت ، از پستانهاى دامها شير مىدوشند . چنان كه به اين معنا تفسير هم شده است . و معنايش اين است كه بعد از آن هفت سال قحطى ، سالى فرا مىرسد كه زمينهايشان سبز و خرم مىگردد ، و يا باران برايشان مىبارد ، و يا يارى مىشوند ، و در آن سال از ميوه ها و دانه ها شربتها و روغنها مىكشند ، و يا از پستانهاى حيواناتشان شير مىدوشند ، و همه اينها كنايه است از اينكه نعمت بر آنان و بر چهارپايان و گوسفندانشان زياد مىشود . بيضاوى در تفسير خود گفته : اين آيه بشارتى است براى مردم مصر كه بعد از آنكه هفت گاو چاق و هفت سنبله سبز را به هفت سال فراوانى و هفت گاو لاغر و هفت سنبله خشك را به هفت سال قحطى تعبير كرد و خوردن آن گاوها اين گاوها را به اين معنا تفسير نمود كه
--> ( 1 ) تفسير المنار ج 12 ص 320 .