السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

25

تفسير الميزان ( فارسي )

و ديگر نسبت به فاعل ، اختيارى و متساوى الفعل و الترك نيست ، و فاعل هيچگونه تاثيرى در آن عمل و آن عمل هم هيچگونه تاثيرى در سعادت و شقاوت فاعلش ندارد ، و ميان فاعل و فعلش و ميان فعل او و اثرش كه همان سعادت و شقاوت بعدى باشد صرف همسايگى و پهلوى هم بودن است ، و اتفاقى است كه عادت خداى سبحان بر آن جريان يافته ، يعنى بر اين جريان يافته كه اين فاعل را قبل از اين فعل و اين فعل را قبل از آن خاصيت و اثر موجود كند ، بدون اينكه كوچكترين رابطه حقيقى ميان آن دو موجه باشد - مقصود فخر رازى اين است . و اين خود مغالطه ديگرى است كه از خلط ميان نسبت وجوب و نسبت امكان ناشى شده ، زيرا براى عمل با شرايط و مقتضياتش دو جور نسبت است ، يكى آن نسبتى است كه ميان آن و علت تامه يعنى تمامى آن چيزهايى است كه در موجود شدنش دخالت دارند برقرار است ، از قبيل اراده آدمى ، و سلامت ادوات عمل ، و آن اعضايى كه عمل را انجام مىدهند ، و وجود ماده اى كه قابليت عمل داشته باشد ، و همچنين مساعدت زمان و مكان و نبود موانع ، و غير ذلك ، كه وقتى همه جمع شدند و تام و كامل گرديدند ثبوت عمل ضرورى و واجب مىشود ، كه اين چنين نسبت ، نسبت وجوب است . و نسبتى كه هر يك از اجزاى علت با عمل دارند نسبت امكان است ، چون وجود عمل به مجرد وجود يك جزء واجب نمىشود ، مثلا به صرف تحقق اراده آدمى عمل واجب الوجود نمىگردد ، بلكه هنوز ممكن الوجود است ، يعنى اگر بقيه اجزاى علت تامه نيز محقق شدند ، و با آن يك جزء منضم گرديدند عمل واجب مىشود . پس عمل موجود نمىشود مگر به ضرورت علت تامه ، در عين اينكه ناچار و به ضرورت علت تامه موجود شده ، و نسبتى با علت تامه دارد كه نسبت وجوب است ، در عين حال نسبتى هم با اراده انسان دارد كه نسبت امكان است ، و نسبت وجوبيه كه ميان آن و علت تامه اش برقرار است نسبت امكانيه اى را كه با اراده آدمى دارد باطل نمىكند ، و آن را از امكان به ضرورت و وجوب منقلب نمىسازد ، بلكه نسبت عمل با انسان دائما امكان است ، هم چنان كه نسبت آن با علت تامه اش دائما وجوب است و دائما دو طرف عمل ، يعنى انجام دادن و ندادن آن نسبت به انسان متساوى است ، هم چنان كه يكى از آن طرف بالنسبه به علت تامه دائما متعين و ضرورى است . نتيجه اين تساوى دو طرف اين است كه هر فعلى با اينكه از وجود علت تامه اى كه آن را واجب سازد خالى نيست ، در عين حال براى انسان اختيارى است و قضا و قدر الهى آن را از اختيارات انسان بيرون نمىكند ، چون قضاى حتمى خدا از صفات فعليه اى است كه از مقام فعل خدا انتزاع مىشود ، و فعل خدا همان سلسله علل مترتبه ، به حسب نظام وجود است ، و