السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
238
تفسير الميزان ( فارسي )
يافته و بعد از انحراف و كجى ، مستقيم مىشوند و ليكن بيشتر مردم شكر اين نعمت را بجا نمىآورند ، و اين فضل خدا را كفران نموده بدان اعتنايى نمىكنند ، و به جاى اينكه با آغوش باز پذيراى آن باشند از آن روى مىگردانند . اين آن معنايى است كه به نظر ما رسيده . ولى بعضى « 1 » از مفسرين در معناى آن گفتهاند : مشار اليه « ذلك » در * ( « ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّه عَلَيْنا . . . » ) * علم به تاويل احاديث است . و ليكن همانطورى كه ملاحظه مىكنيد ، اين معنايى است كه از سياق آيه به دور است . * ( « يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أأَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّه الْواحِدُ الْقَهَّارُ » ) * كلمه « خير » از نظر وزن وصفى است كه از ماده « خار ، يخار ، خيرة » اشتقاق يافته كه اين ماده به معناى انتخاب و اختيار كردن يكى از دو چيز و يا دو عملى است كه به وجهى در انجام و يا اخذ آن در ترديد باشد ، و خير از آن دو ، آن است كه در مطلوبيت و فضيلت ، برترى بر ديگرى داشته اخذ آن متعين باشد . پس خير از دو عمل ، آن عملى است كه انجام آن متعين باشد . و خير از دو چيز آن است كه از جهت انتخاب مطلوب باشد ، مثلا خير از دو مال ، آن مالى است كه از جهت تمتع و استفاده مطلوبتر باشد . و خير از دو خانه ، آن خانه اى است كه از جهت سكنى مطلوبتر باشد . و خير از دو انسان ، آن فردى است كه از جهت مصاحبت بهتر باشد . و خير از دو رأى ، آن رأيى است كه اخذ به آن بهتر باشد . و خير از دو إله ، آن معبوديست كه از جهت پرستش بهتر باشد . و از همين جا است كه اهل ادب گفتهاند اصل اين كلمه : « أخير : خوبتر » و به صيغه افعل التفضيل بوده ، و ليكن حقيقت مطلب اين است كه كلمه مذكور صفت مشبهه اى است كه بر حسب ماده خود معناى افعل التفضيل را افاده نموده و برترى را مىرساند . از آنچه گذشت روشن گرديد كه جمله * ( « أأَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّه الْواحِدُ الْقَهَّارُ . . . » ) * در سياق بيان دليل بر معين شدن خداى تعالى براى پرستش است . و به عبارت روشنتر اگر فرض شود كه ميان عبادت خدا و ساير معبودهاى ادعايى ترديد شود ، عبادت خداى تعالى متعين است ، نه اينكه بخواهد بگويد : حق موجود تنها خداى تعالى است نه اربابهاى غير او . و يا اينكه بگويد : تنها معبودى كه مبدأ و معاد موجودات است خداى تعالى است ، نه معبودهاى ديگر ، زيرا اين چند معنا با كلمه خير سازگار نيست چون اين كلمه را در باره چيزى اطلاق مىكنند كه از جهت مطلوبيت و اخذ به نحوى تعين داشته باشد ، پس اينكه فرمود « آيا
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 233 .