السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

226

تفسير الميزان ( فارسي )

السجن احب الى مما يدعوننى اليه را جزء دعاى يوسف ندانسته ، و اين نيز موافق با گفتار گذشته ما است كه اين جمله جزء دعاى يوسف نيست . و در عيون به سند خود از حمدان از على بن محمد بن جهم روايت كرده كه گفت : من در مجلس مامون بودم در حالى كه حضرت رضا ، على بن موسى ( ع ) هم در نزد وى بود . مامون به او گفت : يا بن رسول اللَّه ! آيا نظر شما اين نيست كه انبياء معصومند ؟ حضرت در پاسخش فرمود : چرا محمد بن جهم حديث را هم چنان ادامه مىدهد تا آنجا كه مىگويد : مامون پرسيد پس آيه * ( « وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه وَهَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّه » ) * چه معنا دارد ؟ حضرت فرمود : زليخا قصد يوسف را كرد ، و اگر اين نبود كه يوسف برهان پروردگار خود را ديد او هم قصد زليخا را مىكرد ، و ليكن از آنجايى كه معصوم بود ، و معصوم قصد گناه نمىكند و مرتكب آن نمىشود لذا يوسف قصد زليخا را نكرد . پدرم از پدرش امام صادق ( ع ) نقل كرد كه فرمود : معناى آيه اين است كه : زليخا قصد يوسف را كرد كه با وى عمل نامشروع را مرتكب شود و يوسف قصد او را كرد كه چنين عملى با وى نكند . مامون گفت : خدا خيرت دهد اى ابا الحسن . « 1 » مؤلف : هر چند در سابق در باره ابن جهم گفته‌ايم كه روايتش خالى از ضعف نيست ، ولى هر چه باشد صدر اين روايتش موافق با بيانى است كه ما براى آيه كرديم . و اما آنچه كه از زبان امام رضا ( ع ) از جدش نقل كرده كه فرموده : « او قصد كرد كه مرتكب شود ، و يوسف قصد كرد كه مرتكب نشود » شايد مراد از آن ، همان معنايى باشد كه خود حضرت رضا ( ع ) بيان داشتند . چون قابل انطباق با آن هست . و ممكن است منظور از آن اين باشد كه : يوسف تصميم گرفت او را به قتل برساند . هم چنان كه حديث آينده نيز مؤيد آن است . و بنا بر اين جمله مذكور با بعضى از احتمالات كه در بيان آيه گذشت منطبق مىشود . و نيز در همان كتاب از ابى الصلت هروى روايت شده كه گفت : وقتى مامون تمامى دانشمندان اهل اسلام و علماى ساير اديان از يهود و نصارا و مجوس و صابئين و ساير دانشمندان را يك جا براى بحث با على بن موسى ( ع ) جمع كرد ، هيچ دانشمندى به بحث اقدام نكرد مگر آنكه على بن موسى به قبول ادعاى خويش ملزمش ساخت ، و آن چنان جوابش را مىداد كه گويى سنگ در دهانش كرده باشد . در اين ميان على بن محمد بن جهم برخاست و عرض كرد : يا بن رسول اللَّه ! آيا نظر شما

--> ( 1 ) عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، باب 15 ، ح 1 .