السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
205
تفسير الميزان ( فارسي )
حواله دهد ، چنان كه در آيه « أهذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ » « 1 » و آيه « رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا » « 2 » نيز همين نكته به كار رفته . آن گاه پس از اين اشاره و نشان دادن ، اعتراف كرد به اينكه با يوسف مراوده داشته و گفت كه من او را دنبال كرده بودم ، اما دست از عفت خود برنداشت ، و خواستار عصمت و پاكى بود ، و اگر چنين بىپروا دل خود را براى آنان سفره نموده و رازى را كه همواره بر مخفى ماندنش سعى داشته بيرون ريخته براى اين بود كه ديد دلهاى همه مانند دل او شيداى يوسف است ، و چون همه را همدرد خود يافت شروع كرد به درد دل كردن ، و اين جزئيات در جمله كوتاه * ( « وَلَقَدْ راوَدْتُه عَنْ نَفْسِه فَاسْتَعْصَمَ » ) * نهفته است . و در آخر ، تصميم خود را براى آنان بگفت كه از يوسف دست بردار نيست و هم به يوسف فهماند كه او را بر موافقت خود اجبار مىكند ، و اگر مخالفت كند سياستش خواهد كرد ، و اين گفتار خود را : * ( « وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ ما آمُرُه لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرِينَ » ) * به وجوهى چند از اقسام تاكيد از قبيل : قسم ، نون تاكيد ، و لام و امثال آن مؤكد نمود ، تا برساند كه بر اين تصميمش جازم است ، و چنين قدرتى در خود مىبيند كه بتواند او را در برابر خواسته خود تسليم سازد ، و اگر استنكاف كند از همين الآن خود را آماده رفتن زندان بسازد آن وقت است كه اين زندگى آزادانه و مرفهش به سياه چال زندان ، و اين روزگار عزتش به خوارى و هوان مبدل مىشود . اين نحوه گفتار به خوبى نشان مىدهد كه هم خواسته از در بيچارگى به زنان مصر عزت و مناعت بفروشد و هم يوسف را تهديد نمايد . و اين تهديد از آن صحنه سازى كه در روز مراوده كرد و از شوهرش تقاضا نمود كه يوسف را به زندان افكند شديدتر و هولانگيزتر است ، چون در آن روز به شوهر خود گفت : « نيست جزاى كسى كه به همسرت قصد سوء كند جز اينكه زندانى شود ، و يا عذاب دردناكى بچشد » و آن تهديد به چند جهت از اين تهديد سبكتر است : اولا براى اينكه در آنجا كيفر را مردد كرد ميان زندان و عذاب اليم ، ولى در اينجا جمع كرد ميان هر دو كه عبارت است از زندان و خوارى . و ثانيا براى اينكه در آنجا از شوهرش تقاضا كرد ، ولى در اينجا گفت خودم اين كار را مىكنم ، و طورى هم گفت كه جاى ترديد نگذاشت ، و رسانيد كه بر اين تصميم صد در صد
--> ( 1 ) آيا اين شخص است كه به خدايان شما بد مىگويد ؟ . سوره انبياء ، آيه 36 . ( 2 ) پروردگارا اينها ما را گمراه كردند . سوره اعراف ، آيه 38