السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
187
تفسير الميزان ( فارسي )
كرد . اما اينكه در جمله * ( « لَقَدْ هَمَّتْ بِه » ) * نمىشود براى اينكه « هم » هيچ وقت تحقق پيدا نمىكند مگر براى عملى كه « هم » كننده مىخواهد انجام دهد ، و عمل نامشروع زنا از كارهاى زنان نيست تا بگوييم زليخا ( براى اين عمل « هم » نمود ) ، بلكه بهره زن از اين عمل ، پذيرفتن و قبول آن است از كسى كه طالب است - اين اولا . و ثانيا يوسف از همسر عزيز اين عمل را نخواسته بود تا صحيح باشد كه ما قبول آن را از ناحيه زليخا « هم » بدانيم ، زيرا نص آياتى كه گذشت و صريح آياتى كه مىآيد اين است كه يوسف مبرا و منزه از اين عمل و حتى از مقدمات و وسائل آن بود . و ثالثا به فرضى كه چنين چيزى اتفاق افتاده بود جا داشت در تعبير از آن بفرمايد : « و لقد هم بها و همت به » ، زيرا اول بايد حال يوسف را كه تقاضا كننده است نقل كند ، و بعد عكس العمل زليخا را حكايت نمايد ، چون « هم » يوسف به حسب طبع و وضع مقدم است ، زيرا بايد طبعا او اول پيشنهادى كند و « هم » حقيقى نيز « هم » اوست نه « هم » زليخا . و رابعا اينكه از داستان يوسف و زليخا اين معنا معلوم شده كه اين زن بر آنچه از يوسف مىخواست عازم و جازم و مصر بوده ، و كمترين ترديدى نداشته ، مانعى هم كه باعث تردد وى شود تصور نمىرفته . بنا بر اين ، به هيچ وجه صحيح نيست بگوييم زليخا براى انجام زنا « هم » و قصد يوسف را كرده ، حتى در صورتى كه از باب جدل فرض كنيم كه « هم » او به خاطر قبول درخواست يوسف و تسليم در برابر خواسته او بوده ، زيرا كلمه « هم » به معناى تصميم در مقدمات فعلى است كه با ترديد انجام شود و زليخا در خواسته خود ترديدى نداشت ، به خلاف اينكه « هم » زليخا را به قصد زدن يوسف معنا كنيم كه در اين صورت با آسانترين فرض مىتوان « هم » او را توجيه نمود . « 1 » اين بود خلاصه آنچه كه صاحب المنار در تفسير آيه مورد بحث ايراد كرده ، و جوابش اين است كه اين قول از جهت معنا كردن « هم » با قول سوم يكى است و همه اشكالاتى كه بر آن قول وارد كرديم بر اين نيز وارد است ، به اضافه اشكالى كه تنها بر اين قول وارد مىشود ، و آن اين است كه « هم » زليخا به معناى قصد زدن يوسف باشد . هيچ دليلى ندارد ، و صرف اينكه در پاره اى از داستانهاى مشابه اين داستان اتفاق افتاده كه زن به مردى كه با او دست نمىدهد پرخاش كرده و حالتى آميخته از عشق و غضب به او دست داده دليل نيست بر اينكه در زليخا همچنين حالتى دست داده باشد ، و ما بدون هيچ قرينه اى كلام خدا را بر آن حمل كنيم .
--> ( 1 ) تفسير المنار ، ج 12 ، ص 284 و 286 .