السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
170
تفسير الميزان ( فارسي )
و نعمت ، و داراى موقعيتى حساس بود ، و اين نيز يكى از اسبابى است كه هر كسى را به هوسرانى و عيش و نوش وامىدارد . از سوى چهارم ملكه مصر هم در محيط خود جوانى رعنا و داراى جمالى فوق العاده بود ، چون عادة حرم سلاطين و بزرگان هر محيطى نخبه زيبايان آن محيطند . و علاوه بر اين ، بطور مسلم وسائل آرايشى در اختيار داشته كه هر بيننده را خيره مىساخته ، و چنين بانويى عاشق و واله و شيداى چنين جوانى شده . آرى ، كسى به يوسف دل بسته كه صدها خرمن دل در دام زيبايى او است ، از اين هم كه بگذريم سوابق بسيارى از محبت و احترام و پذيرايى نسبت به يوسف دارد ، و اين سوابق كافى است كه وى را در برابر خواهشش خاضع كند . از سوى ديگر وقتى چنين ماهپاره اى خودش پيشنهاد كند ، بلكه متعرض انسان شود خويشتندارى در آن موقع بسيار دشوارتر است . و او مدتها است كه متعرض يوسف شده و نهايت درجه قدرت خود را در ربودن دل وى به كار برده ، صدها رقم غنج و دلال كرده ، بلكه اصرار ورزيده ، التماس كرده ، او را به سوى خود كشيده ، پيراهنش را پاره كرده و با اين همه كشش صبر كردن از طاقت بشر بيرون است . از سوى ديگر از ناحيه عزيز هم هيچ مانعى متصور نبوده ، زيرا عزيز هيچگاه از دستورات همسرش سر نتابيده ، و بر خلاف سليقه و رأى او كارى نكرده و اصلا يوسف را به او اختصاص داده و او را به تربيتش گماشته ، و اينك هر دو در يك قصر زيبا از كاخهاى سلطنتى و داراى مناظر و چشم افكنهايى خرم بسر مىبرند كه خود يك داعى قوى است كه ساكنان را بر عيش و شهوت وا بدارد . در اين قصر خلوت اتاقهايى تو در تو قرار دارد و داستان تعرض عزيزه به يوسف در اتاقى اتفاق افتاده كه تا فضاى آزاد درهاى متعددى حائل است كه همه با طرح قبلى محكم بسته شده و پرده ها از هر سو افتاده ، و حتى كوچكترين روزنه هم به بيرون نمانده ، و ديگر هيچ احتمال خطرى در ميان نيست . از سوى ديگر دست رد به سينه چنين بانويى زدن نيز خالى از اشكال نيست ، چون او جاى عذر باقى نگذاشته ، آنچه وسائل پرده پوشى تصور شود به كار برده . علاوه بر اين ، مخالطت يوسف با او براى يك بار نيست ، بلكه مخالطت امروزش كليد يك زندگى گواراى طولانى است . او مىتوانست با برقرارى رابطه و معاشقه با عزيزه به بسيارى از آرزوهاى زندگى از قبيل سلطنت ، عزت و ثروت برسد . پس همه اينهايى كه گفته شد امورى تكان دهنده بودند كه هر يك به تنهايى كوه را از جاى مىكند و سنگ سخت را آب مىكند و هيچ مانعى هم تصور نمىرفت كه در بين باشد كه بتواند در چنين شرايطى جلوگير شود .