السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

155

تفسير الميزان ( فارسي )

و در تفسير عياشى از زراره از ابى جعفر ( ع ) آورده كه فرمود : انبياء پنج طايفه‌اند : بعضى از ايشان صدا را مىشنود ، صدايى كه مانند صداى زنجير است ، و از آن مقصود خدا را مىفهمند و براى بعضى از ايشان در خواب خبر مىآورند مانند يوسف و ابراهيم ( ع ) . و بعضى از ايشان كسانى هستند كه به عيان مىبينند . و بعضى از ايشان به قلبشان خبر مىرسد و يا بگوششان خوانده مىشود . « 1 » و نيز در همان كتاب از ابى خديجه از مردى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : يعقوب بدين سبب به داغ فراق يوسف مبتلا شد كه گوسفندى چاق كشته بود و يكى از اصحابش به نام « يوم » و يا « قوم » محتاج به غذا بود و آن شب چيزى نيافت كه افطار كند و يعقوب از او غفلت كرده و گوسفند را مصرف نمود و به او چيزى نداد ، در نتيجه به درد فراق يوسف مبتلا شد . از آن به بعد ديگر همه روزه مناديش فرياد مىزد هر كه روزه است بيايد سر سفره يعقوب حاضر شود ، و اين ندا را موقع هر صبح و شام تكرار مىكرد . « 2 » و در تفسير قمى مىگويد : و در روايت ابى الجارود از ابى جعفر ( ع ) آمده كه در تفسير * ( « لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ » ) * فرموده : يعنى و ايشان نمىدانند كه تو يوسفى و برادر ايشانى ، و اين خبر را جبرئيل به يوسف داد . « 3 » و نيز در همان كتاب است كه : در روايت ابى الجارود آمده كه امام ( ع ) در تفسير آيه * ( « وَجاؤُ عَلى قَمِيصِه بِدَمٍ كَذِبٍ » ) * فرموده بزى را روى پيراهن يوسف سر بريدند . « 4 » و در امالى شيخ به سند خود آورده كه امام ( ع ) در تفسير آيه * ( « فَصَبْرٌ جَمِيلٌ » ) * فرمود يعنى بدون شكوى . « 5 » مؤلف : اين روايت گويا از امام صادق ( ع ) باشد ، چون قبل از اين روايت كه ما آورديم روايتى ديگر از امام صادق آورده . و در اين معنى نيز روايتى در الدر المنثور از حيان بن جبله از رسول خدا ( ص ) آمده « 6 » . و در مضامين قبلى روايات ديگرى هم هست .

--> ( 1 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 166 . ( 2 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 167 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 340 . ( 4 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 341 . ( 5 ) تفسير البرهان ، ج 2 ، ص 25 . ( 6 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 10 .