السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
146
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَقالَ الَّذِي اشْتَراه مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِه أَكْرِمِي مَثْواه عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَه وَلَداً » ) * از سياق آيات استفاده مىشود كه قافله نامبرده يوسف را با خود به مصر بردند و در آنجا به معرض فروش گذاشتند ، و مردى از اهل مصر او را خريدارى نموده به خانه اش برد . راستى آيات اين سوره به چه نحو شگفتآورى اين شخص را معرفى مىكند : اولا در كلمه « من مصر » مىفهماند خريدار يوسف ، مردى از اهل خود مصر بوده ، و ثانيا در آيه « وَأَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ » مىفهماند كه او مردى بزرگ و مرجع حوائج مردم بوده ، و ثالثا در آيه « وَقالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِه » مىفهماند كه او عزيزى در مصر بوده كه مردم مصر براى او عزت و مقامى منيع قائل بودهاند . و نيز او را معرفى مىكند كه داراى زندان بوده ، پس معلوم مىشود رياستى در بين مردم داشته ، زيرا داشتن زندان از شؤون رياست است ، و خلاصه از همه اين آيات برمىآيد كه يوسف از همان اول به خانه عزت و كاخ سلطنتى درآمده بوده . و كوتاه سخن ، قرآن كريم در تعريف اين شخص در هر نوبت آن مقدار را كه مورد حاجت بوده بيان كرده ، چون در اولين مرتبه كه سخن از او به ميان مىآيد لازم نيست تمامى خصوصياتش گفته شود ، و لذا در اين مقام تنها فرموده : * ( « وَقالَ الَّذِي اشْتَراه مِنْ مِصْرَ » ) * و به هر حال آيه مورد بحث با همه اختصار و كوتاهيش مىرساند كه قافله ، يوسف را به مصر برده و در آنجا او را به يكى از سكنه آن شهر فروختند ، و او هم يوسف را به خانه اش برد ، و به همسرش سفارش كرد كه * ( « أَكْرِمِي مَثْواه عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَه وَلَداً » ) * . با اينكه عادت بر اين جريان دارد كه موالى نسبت به امر بردگان خود اهميتى ندهند ، مگر در جايى كه از سيماى برده آثار اصالت و رشد را تفرس كنند و به نظرشان سيماى خير و سعادت بيايد ، مخصوصا پادشاهان و سلاطين و رؤسا كه هر لحظه دهها و بلكه صدها برده و كنيز مىگيرند ، چنين اشخاصى عادتا نسبت به آن همه غلام و كنيز ولع و اشتياق نشان نمىدهند ، و چنان نيست كه تا يك برده و يا كنيز به دستشان بيايد و إله و شيدايش شوند ، با اين حال اين سفارشى كه عزيز مصر در باره يوسف كرده كه « او را احترام كند ، باشد كه از او انتفاع ببرند و يا فرزند خود بخوانند » حتما معناى عميقى دارد ، و مخصوصا از اين جهت كه اين سفارش را به شخص همسر و بانوى خانه اش مىكند ( نه به كاركنان خانه ) ، بلكه به او مىگويد كه شخصا مباشر جزئيات امور يوسف باشد ، و اين سابقه ندارد كه ملكه ها در امور جزئى و كوچك مباشرت كنند ، و خانمى با چنين مقامى منيع به امور بردگان و غلامان رسيدگى نمايد .