السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
126
تفسير الميزان ( فارسي )
پس حق مطلب اين است كه يعقوب اگر يوسف و برادرش را دوست مىداشته به خاطر آن پاكى و كمالاتى بوده كه مخصوصا در يوسف به خاطر رؤيايش تفرس مىكرده و پيشبينى مىنموده كه به زودى خداوند او را برخواهد گزيد ، و تاويل احاديث تعليمش خواهد داد ، و نعمتش را بر او و بر آل يعقوب تمام خواهد كرد . آرى ، منشا محبت يعقوب اين بوده نه هواى نفس . توجيه دوم : بعضى « 1 » ديگر از مفسرين گفتهاند : مقصود فرزندان يعقوب از اينكه گفتند « پدر ما در گمراهى آشكاريست » همان گمراهى دينى است . با اينكه گذشت كه سياق آيات كريمه اين معنا را دفع مىكند . نقطه مقابل اين حرف گفتار عده ديگريست كه گفتهاند : برادران يوسف از انبياء بودند ، و اگر پدر را به ضلالت نسبت دادند مقصودشان ضلالت در روش زندگى و بى استقامتى و بىعدالتى در حق فرزندان است . و اگر كسى به ايشان اعتراض مىكرد كه پس اين چه ظلمى بود كه نسبت به برادر و پدر خود مرتكب شدند ، جواب مىدهند كه اين معصيت كوچكى بوده كه قبل از رسيدن به مقام نبوت از ايشان سر زده و بنا بر اينكه صدور گناه كوچك را از انبياء قبل از نبوتشان جايز بدانيم اشكالى به پاسخشان وارد نمىشود . بعضى « 2 » ديگر از طرف فرزندان يعقوب چنين جواب دادهاند كه ممكن است اين عمل را وقتى مرتكب شده باشند كه خود صغير و نابالغ بودهاند ، و صدور چنين كارها از اطفال نابالغ جايز است . و ليكن همه اين حرفها اوهامى بيش نيست ، و آيه « وَأَوْحَيْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَإِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْباطِ » « 3 » كه ظهور دارد در نبوت اسباط ، صريح در نبوت برادران يوسف نيست . و حق مطلب اينست كه برادران يوسف از انبياء نبودند بلكه اولاد انبياء بودند و نسبت به يوسف حسد برده گناه بزرگى نسبت به يوسف صديق مرتكب شدند و بعدا هم به درگاه پروردگار خود توبه كرده صالح شدند ، پدر و برادرشان هم كه دو پيغمبر بودند ، در باره ايشان استغفار نمودند هم چنان كه از گفتار يعقوب به حكايت قرآن كه در جواب درخواست ايشان كه گفتند : « يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ » « 4 » گفت : « سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي » « 5 » و از گفتار
--> ( 1 ) تفسير روح المعانى ، ج 12 ، ص 170 . ( 2 ) تفسير الكبير ، ج 18 ، ص 94 و 95 . ( 3 ) و وحى نموديم به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط . سوره نساء ، آيه 163 . ( 4 ) سوره يوسف ، آيه 97 . ( 5 ) سوره يوسف ، آيه 98 .