السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
29
تفسير الميزان ( فارسي )
اى خدا اى خدا مىكند ، و اصرار مىورزد تا آنكه خدا گرفتاريش را - كه به خاطر رفع آن خدا خدا مىكرد - بر طرف سازد ، و ناگهان دنبال همان نافرمانىها كه قبلا داشت بگيرد ، و فراموش كند كه همو بود كه آن همه خدا خدا مىكرد ، هم چنان كه علت اين فراموشى اين است كه بعد از نجات از گرفتارى شيطان گناهان و شهوات را در نظر او جلوه مىدهد آن چنان كه ياد آن شهوات جاى خالى در دل او براى ياد خدا باقى نمىگذارد ، و خدا را بعد از مدتها خدا خدا كردن از يادش مىبرد . همچنين اين اسرافگران و منكرين معاد علت انكارشان اين است كه شيطان اعمال زشت آنان را در نظر آنان زينت داده ، در نتيجه دلهايشان به سوى آن اعمال كشيده شد ، بطورى كه جايى براى ياد خدا در آن نماند ، و قهرا خدا از يادشان رفت ، و با اينكه خداى تعالى با فرستادن رسولان پيشين و با معجزاتى روشن مقام خود را به آنان يادآورى كرد و توجهشان داد به اينكه اقوام پيشين را به جرم اينكه ايمان نياوردند و به جرم اينكه ظلم كردند هلاكشان ساخت مع ذلك ايمان نياوردند ، و اين سنتى است از خداى تعالى كه مردم مجرم را اينطور جزاء مىدهد . از اينجا روشن مىشود كه آيه بعدى كه از جمله * ( « وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ . . . » ) * متمم بيان اين آيه است ، كه مىفرمايد : * ( « وَإِذا مَسَّ الإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا . . . » « ) * * ( وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ . . . » ) * معناى اين جمله از بيان سابق روشن گرديد . مطلبى كه مانده اين است كه در اين آيه التفاتى از غيبت به خطاب به كار رفته ، قبلا انسانها غايب فرض شده بودند و در اين جمله مخاطب قرار گرفتهاند ، و گويا نكته اين التفات تشديد در انذار است ، چون انذار و تهديد به صورت مستقيم اثر بيشترى از تهديد در پشت سر دارد . سپس التفاتى ديگر در جمله * ( « كَذلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ » ) * به كار رفته ، چون روى سخن را كه تا اينجا با مجرمين بود از مجرمين برگردانيده متوجه رسول خدا ( ص ) كرده ، و فرموده : ما مجرمين را اينطور سزا مىدهيم . و نكته اين التفات اين است كه خواسته است خبر از سنت الهى در هلاكت مجرمين را به كسى بدهد كه اهل فهم آن است ، و او رسول خدا ( ص ) است كه هم اين خبر را مىفهمد و هم به صدق آن ايمان دارد ، نه آن مردم مجرم كه ايمانى به آن ندارند ، چون اگر ايمان مىداشتند به آن كفر نمىورزيدند . اين نكته در جمله * ( « وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ ) * . . . * ( وَجاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ » ) * در كار نبود ، چون اين جمله از يك ماجراى تاريخى خبر مىدهد كه اگر مخاطبين ، آن را تصديق نمىكردند به جايى