السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
96
تفسير الميزان ( فارسي )
تاييد مىشود ، و با در نظر داشتن اينكه جمله * ( « وَما كانَ . . . » ) * جمله اى است حاليه معناى هر دو آيه چنين مىشود : « چرا خداوند عذابشان نكند و حال آنكه همينهايند كه بندگان مؤمن را از مسجد الحرام جلوگيرى مىكنند ، نماز خواندنشان در خانه خدا جز ملعبه اى از سوت كشيدن و دست زدن نبود ، پس چون چنين بود اينك بايد عذاب را به كيفر اينكه كفر مىورزيدند بچشند » . التفات از غيبت * ( ( كانَ صَلاتُهُمْ ) ) * به خطاب ( فذوقوا ) به منظور رسا ساختن تشديد به كار رفته است . از اين دو آيه استفاده مىشود كه خانه محترم كعبه هر وقت به خاطر جلوگيرى اشخاصى متروك بماند مؤاخذه و عذاب الهى را به بار مىآورد ، على ( ع ) هم در يكى از وصيتهايش فرموده : « اللَّه اللَّه فى بيت ربكم فانه ان ترك لم تنظروا » « 1 » . * ( « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّه . . . » ) * اين آيه حال كفار را بيان مىكند كه چطور مساعيشان در باطل كردن دعوت خدا و جلوگيرى از سلوك رهروان طريق خدا خنثى و بى اثر است ، و اين معنا را جمله * ( « فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ . . . » ) * شرح مىدهد . و به اين سياق ظاهر مىشود كه جمله * ( « وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ » ) * به منزله تعليل است ، و حاصل معناى آيه اين است كه : كفر مشركين - بحسب سنتى كه خداوند در اسباب دارد - به زودى وادارشان مىكند به اينكه در راه ابطال دعوت و براى جلوگيرى از راه حق فعاليت كنند ، و اموالشان را در راه اين غرضهاى آلوده و فاسد خرج كنند ، غافل از اينكه ظلم و فسق و هر فساد ديگرى كسى را بسوى رستگارى و گرفتن نتيجه رهبرى نمىكند ، پس در نتيجه اموالى كه در اين راه خرج كردهاند هدر رفته و ضايع شدن اموال باعث حسرتشان مىشود ، آن گاه مغلوب شده و از اموالشان سودى نمىبرند ، براى اينكه كفار سر از قبر بسوى دوزخ برمىدارند ، و اعمال دنيايى آنان از قبيل اجتماع بر شر و خروج براى جنگ با خدا و رسولش در ازاء حشر بسوى جهنم قرار مىگيرد . و جمله * ( « فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ . . . » ) * از پيشگوييها و خبرهاى غيبى قرآن است ، توضيح اينكه ، سوره انفال - كه اين آيه در آن واقع شده - بعد از جنگ بدر نازل شده ، پس گويا در اين آيه به جنگهايى كه به فاصله كمى رخ مىدهد يعنى جنگ احد و يا احد و غير آن اشاره مىكند ، در جمله * ( « فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً » ) * از جنگ احد و يا احد و غير آن
--> ( 1 ) خدا را كه در بزرگ داشت خانه پروردگارتان كوتاهى مكنيد ، چه اگر متروك بماند خداوند مهلتتان نمىدهد ، نهج البلاغه صبحى صالح ، ص 422 .