السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
58
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّه يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِه وَأَنَّه إِلَيْه تُحْشَرُونَ » ) * « حيلولة » به معناى حائل شدن در وسط دو چيز است ، و « قلب » عضوى است معروف ، و ليكن بيشتر در قرآن كريم استعمال مىشود در آن چيزى كه آدمى بوسيله آن درك مىكند ، و بوسيله آن احكام عواطف باطنيش را ظاهر و آشكار مىسازد مثلا حب و بغض ، خوف و رجاء ، آرزو و اضطراب درونى و امثال آن را از خود بروز مىدهد ، پس قلب آن چيزى است كه حكم مىكند و دوست مىدارد و دشمن مىدارد و مىترسد و اميدوار مىشود و آرزو مىكند و خوشحال مىشود و اندوهناك مىگردد ، وقتى معناى قلب اين باشد پس در حقيقت قلب همان جان آدمى است كه با قوا و عواطف باطنيه اى كه مجهز است به كارهاى حياتى خود مىپردازد . و انسان مانند ساير مخلوقات كه هر يك جزئى از عالم خلقت را تشكيل مىدهند مركب از اجزاى مختلف و مجهز به قوا و ابزارى است كه تابع وجود او است ، و او آنها را مالك است ، و در مقاصد وجود خود از همه آنها كار مىكشد ، و اين اجزاء و قوا و ادوات همه با او مربوط و او حاكم بر همه آنها است ، و آن اجزاء را با همه كثرتى كه دارند و آن قوا و ادوات را با همه تعددى كه دارا هستند يكى مىكند ، البته يك واحد تامى كه در عين وحدتش هم كار مىكند ، و هم ترك مىكند ، هم حركت مىكند و هم از حركت مىايستد . چيزى كه هست از آنجايى كه خداى سبحان آفريننده اين انسان و پديد آورنده يك - يك اجزاء وجود و ابعاض قوا و ادوات او است ، لذا خود او به يك يك اجزاء وجود وى و توابع اجزايش محيط است ، و بطور حقيقت همه آنها را مالك است ، و در آنها بهر صورت كه بخواهد تصرف مىكند ، و از ملك خود و تصرفاتش هر مقدار كه بخواهد به خود انسان واگذار مىنمايد ، و به او تمليك مىكند ، پس خداى تعالى ميان انسان و جزء جزء وجودش و تمامى توابعش حائل است ، بين او و قلبش ، بين او و گوشش ، بين او و چشمش ، بين او و بدنش و بين او و جانش ، و در آنها هم بنحو ايجاد تصرف مىكند ، و هم بنحو مالك قرار دادن انسان ، كه هر مقدار از آن را بهر نحوى كه بخواهد به سود انسان تمليك مىكند ، و هر مقدار را كه نخواهد نمىكند . نظير انسان در اين مطلب ساير موجودات است ، چون هيچ موجودى نيست مگر اينكه ذاتى دارد ، و نيز توابع ذاتى ، يعنى قوا و آثار و افعالى دارد ، چيزى كه هست مالك حقيقى ذات آن و توابع ذاتش خدا است ، خدا است كه آن ذات و آن توابع ذات را به آن موجود تمليك كرده ، پس او ميان آن موجود و ميان ذاتش حائل است ، ميان آن موجود و توابع ذاتش و قوا و آثار و افعالش حايل است . پس خداى سبحان حايل ميان آدمى و ميان قلب او است ، و انسان هر چه را كه دارد و