السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
564
تفسير الميزان ( فارسي )
( ع ) و غير ايشان از رسول خدا ( ص ) روايت شده « 1 » . و نيز در الدر المنثور است كه ابن ضريس - در كتاب فضائل قرآن - و ابن انبارى - در كتاب المصاحف - و ابن مردويه از حسن روايت كردهاند كه گفت : ابى بن كعب بارها مىگفت : آخرين آيه اى كه از قرآن از ناحيه خدا ( و به نقلى ديگر از آسمان ) نازل شد آيه * ( « لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ . . . » ) * بود « 2 » . مؤلف : اين روايت از طريق ديگرى از ابى بن كعب « 3 » روايت شده ، و ليكن با روايات ديگرى كه به زودى خواهيد ديد و همچنين با رواياتى كه در تفسير آيه « وَاتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيه إِلَى اللَّه » « 4 » گذشت ، و دلالت مىكرد بر اينكه اين آيه آخرين آيه قرآنى است ، معارضه دارد ، علاوه بر اينكه ، نه الفاظ آيه مورد بحث سازگارى دارد به اينكه آخرين باشد و نه آيه سوره بقره ، مگر اينكه مقصود آيه اشاره به پاره اى از وقايع بيمارى و وفات رسول خدا ( ص ) باشد ، از قبيل داستان قلم و دوات . و نيز در الدر المنثور است كه ابن اسحاق و احمد بن حنبل و ابن ابى داود از عباد بن عبد اللَّه بن زبير روايت كردهاند كه گفت : حارث بن خزيمه اين دو آيه آخر سوره برائت را نزد عمر آورد ، عمر پرسيد كيست با تو كه شهادت دهد اين دو آيه از قرآن است ؟ حارث جواب داد به خدا قسم به ياد ندارم چه كسى با من بود كه اين آيه را از رسول خدا ( ص ) شنيده باشد ، و ليكن من خود شهادت مىدهم كه آن را از رسول خدا ( ص ) شنيدهام ، و تكرار كردم تا خوب ياد گرفتم و حفظ شدم . عمر گفت : من نيز شهادت مىدهم بر اينكه اين دو آيه از قرآن است و من خودم آن را از رسول خدا ( ص ) شنيدم ، اگر سه تا آيه بود يك سوره مستقلى قرارش مىدادم ، و ليكن حال كه دو تا است نگاه كنيد ببينيد به كدام سوره مىخورد به آن ملحق كنيد ، ايشان هم آن را ملحق به سوره برائت كردند « 5 » . مؤلف : و در روايت ديگرى آمده كه عمر به حارث گفت : من هرگز از تو در اين ادعا شاهدى نمىخواهم ، زيرا رسول خدا ( ص ) اينطور بود « 6 » . و در اين معنا احاديث ديگرى وارد شده كه - ان شاء اللَّه - در آينده نزديكى در بحث پيرامون تركيببندى و تاليف قرآن و
--> ( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 294 - 295 ( 2 ) الدر المنثور ج 3 ص 295 ( 3 ) الدر المنثور ج 3 ص 295 ( 4 ) سوره بقره آيه 281 ( 5 - 6 ) الدر المنثور ج 3 ص 296