السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

556

تفسير الميزان ( فارسي )

نكنيم لا جرم هر كدام به قله كوهى رفته ديگر يكديگر را نديدند و به همين حال پنجاه روز در كوه مانده ، به درگاه خدا تضرع و زارى مىكردند و اظهار توبه و ندامت مىنمودند ، خداوند توبه شان را قبول نموده اين آيه را در حقشان نازل كرد « 1 » . مؤلف : قبلا اين داستان را در ضمن حديثى طولانى از تفسير « 2 » قمى در تفسير آيه « 46 » اين سوره نقل كرديم و اين داستان به طرق بسيارى نقل شده . و در تفسير برهان از ابن شهرآشوب از تفسير ابى يوسف بن يعقوب بن سفيان روايت كرده كه گفت : مالك بن انس از نافع از ابن عمر براى ما حديث كرد كه گفت : خداوند در آيه * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه » ) * صحابه رسول خدا ( ص ) را دستور داده كه از خدا بترسند ، آن گاه گفته است كه مقصود از صادقين در جمله * ( « كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ » ) * رسول خدا ( ص ) و اهل بيت آن جناب است « 3 » . مؤلف : و در اين معنا روايات بسيارى از امامان اهل بيت ( ع ) وارد شده ، و در الدر المنثور از ابن عباس و نيز از ابن عساكر از ابى جعفر آورده كه در تفسير آيه * ( « وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ » ) * گفته‌اند : مقصود از صادقين على بن ابى طالب ( ع ) است « 4 » . و در كافى به سند خود از يعقوب بن شعيب روايت كرده كه گفت : نزد امام صادق ( ع ) بودم ، و به ايشان عرض كردم اگر امام و پيشواى مسلمين بميرد مردم چه تكليفى دارند ؟ فرمود : پس ، فرمايش خدا چه شد كه مىفرمايد : * ( « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » ) * . آن گاه فرمود ايشان ما دام كه در طلب معرفت امام هستند از جهاد معذورند ، و آن دسته هم كه در شهر در انتظار برگشتن دسته اولند نيز معذورند تا اصحاب ايشان ( دسته اول ) برگردند « 5 » . مؤلف : و در اين معنا روايات بسيارى از ائمه اهل بيت ( ع ) رسيده كه خود از جمله ادله ايست كه دلالت مىكند بر اينكه منظور از تفقه در آيه ، اعم است از آموختن علم فقه اصطلاحى و ساير معارف دينى . البته ، خواننده محترم بايد بداند كه در باره سبب نزول اين آيات اقوال ديگرى نيز هست كه بخاطر ضعف و سستى آنها متعرض نمىشويم .

--> ( 1 ) مجمع البيان ج 5 ص 79 ( 2 ) تفسير قمى ج 1 ص 295 - 299 ( 3 ) تفسير برهان ج 2 ص 170 ح 11 ( 4 ) الدر المنثور ج 3 ص 290 ( 5 ) اصول كافى ج 1 ص 378 ح 1