السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
553
تفسير الميزان ( فارسي )
قرار مىدادند ، و سرانجام آخرين حرفى كه ابو طالب زد اين بود كه به ايشان گفت : بر دين عبد المطلب ، و حاضر نشد بگويد : لا إله الا اللَّه . رسول خدا ( ص ) در جوابش فرمود : اگر خدا مرا نهى نكند برايت استغفار مىكنم ، ولى چيزى نگذشت كه اين آيه نازل شد : * ( « ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ . . . » ) * و نيز در باره ابو طالب خطاب به رسول خدا ( ص ) نازل شد : « إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلكِنَّ اللَّه يَهْدِي مَنْ يَشاءُ » « 1 » . مؤلف : و در اين معنا روايات ديگرى از طرق اهل سنت رسيده كه در بعضى از آنها دارد : مسلمين وقتى ديدند رسول خدا ( ص ) براى عمويش با اينكه مشرك بود استغفار مىكند ، ايشان نيز براى پدران مشرك خود استغفار كردند ، و بدين جهت آيه مورد بحث نازل گرديد « 2 » . و ليكن روايات وارده از ائمه « 3 » اهل بيت ( ع ) همه متفقند بر اينكه ابو طالب اسلام آورد ، ولى براى اينكه بتواند از رسول خدا ( ص ) حمايت كند اسلام خود را اظهار نمىكرد ، و در اشعارى هم كه به نقل صحيح از آن جناب روايت شده شواهد و ادله بسيارى هست ، كه وى به دين توحيد و با تصديق نبوت خاتم انبياء از دنيا رفته است ، و ما پاره اى از اشعار او را قبلا نقل كرديم . و در كافى به سند خود از زراره از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : كلمه « اواه » به معناى كسى است كه زياد دعا مىكند « 4 » . و در مجمع البيان در تفسير آيه * ( « وَما كانَ اللَّه لِيُضِلَّ قَوْماً . . . » ) * گفته است : بعضى گفتهاند كه شان نزول اين آيه چنين بوده كه عده اى از مسلمانان قبل از آنكه واجبات دين نازل شده باشد از دنيا رفتند ، و مسلمانان به رسول خدا ( ص ) عرض كردند : يا رسول اللَّه ! اين عده از برادران ما ، قبل از اينكه اين فرائض را انجام داده باشند از دنيا رفتند ، وضع ايشان نزد پروردگار چگونه است ؟ در جواب ايشان اين آيه نازل شد : * ( « وَما كانَ اللَّه لِيُضِلَّ قَوْماً . . . » ) * - نقل از حسن « 5 » .
--> ( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 282 ( 2 ) الدر المنثور ج 3 ص 282 ( 3 ) اصول كافى ج 1 ص 162 ح 3 ( 4 ) اصول كافى ج 2 ص 466 ح 1 ( 5 ) مجمع البيان ج 5 ص 77