السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

520

تفسير الميزان ( فارسي )

بر عمل نيك و جزاى بد بر عمل بد دلالت مىكند بدون جهت تقييد نموده و مىگويد : « الا آن عمل بدى كه از صحابه سرزند » با اينكه همه آيات امر و نهى ، كه آيات احكام است همه از فروعات آن آيات است . و اگر مدلول آيه اين باشد كه قرظى گفته بايد خود صحابه كه عرب خالص و معاصر و يا متصل به زمان نبوت و نزول وحى بودند ، اين معنا را بهتر بفهمند ، و اگر ايشان از آيه چنين معنايى فهميده بودند ، با خود طور ديگرى معامله مىكردند ، نه آن طورى كه تاريخ و روايات صحيح ضبط كرده است . و چگونه ممكن است همه صحابه مصداق جمله * ( « رَضِيَ اللَّه عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْه » ) * واقع شوند ، و همه از آن اين معنا را بفهمند ، آن گاه خودشان از يكديگر راضى نباشند ، مگر نمىدانستند كه راضى از خدا كسى است كه از هر كس هم كه خدا راضى است راضى باشد ، آن وقت چگونه از همقطاران خود راضى نبودند ؟ در جواب اين اشكال نمىتوان گفت : صحابه مجتهد بوده و به رأى خود عمل مىكرده‌اند ، براى اينكه به فرضى كه صحابه مجتهد بوده‌اند ، تازه بخاطر اجتهادشان معذور در مقام عمل بوده‌اند نه اينكه اين اجتهاد مجوز اين شده باشد كه ميان دو صفت از صفات متضاد جمع كنند ، هم از خدا راضى باشند ، و هم اينكه از افرادى كه خدا از ايشان راضى است راضى نباشند ، و اين رشته سر دراز دارد ، مىگذريم . و نيز در الدر المنثور است كه ابو عبيد ، سنيد ، ابن جرير ، ابن منذر و ابن مردويه از حبيب شهيد از عمرو بن عامر انصارى روايت كرده‌اند كه گفت : عمر بن خطاب آيه « سابقون » را چنين قرائت كرد : * ( « وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَالأَنْصارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ » ) * و واو « و الذين » را انداخت و كلمه « انصار » را به صداى پيش خواند ، زيد بن ثابت گفت : آيه « و الذين » صحيح است . عمر گفت : نه ، « الذين » است . زيد گفت : امير المؤمنين بهتر مىداند . عمر گفت : بگوئيد ابى بن كعب بيايد ، چون بيامد از او پرسيد كداميك صحيح است ؟ ابى گفت : « و الذين » صحيح است . عمر گفت : عيب ندارد ، از حرف ابى تبعيت مىنمائيم « 1 » . مؤلف : مقتضاى قرائت عمر اين بود كه سبقت و شرافت تنها و تنها مختص مهاجرين بشود ، و انصار تابع ايشان گردند ، هم چنان كه حديث زير نيز بدين مطلب اشاره دارد . در همان كتاب از ابن جرير و ابو الشيخ از محمد بن كعب قرظى روايت كرده كه گفت : عمر به مردى برخورد كه مىخواند : * ( « وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَالأَنْصارِ » ) * عمر

--> ( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 269