السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
5
تفسير الميزان ( فارسي )
گفتهاند : « ذات » . و همچنين در عبارت « ذات بين » كه به معناى آن حالت و رابطه بدى است كه در ميان دو فرقه پديد مىآيد ، چون دشمنى و خصومت هميشه بين دو طرف واقع مىشود ، پس اين دشمنى « صاحب بين » است كه عبارت ديگر آن « ذات بين » مىشود ، پس منظور از جمله * ( « وَأَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ » ) * اين است كه آن حالت بد و آن فسادى كه در بينتان رخ نموده و آن تيرگى رابطه را اصلاح كنيد . راغب در مفردات مىگويد : « ذو » بر دو وجه است يكى آن است كه به توسط آن چيزى را كه بخواهيم به اسم جنس و اسم نوع وصف مىكنيم . و در اين صورت تنها به اسم ظاهر اضافه مىگردد ، و به صيغه تثنيه و جمع نيز در مىآيد ، مثلا در تثنيه گفته مىشود : « ذواتا » و در جمع : « ذوات » و به هيچ وجه در هيچ صورت جز به اضافه استعمال نمىشود . سپس اضافه كرده است : علماى معانى اين كلمه را استعاره گرفته و عبارت دانستهاند از عين هر چيز ، چه اينكه جوهر باشد و يا عرض ، ( و بر خلاف آنچه كه گفتيم ) آن را مفرد و مضاف به ضمير و با الف و لام استعمال نموده و عينا معامله لفظ نفس و خاصه را با آن كرده و گفتهاند : « ذاته ، نفسه و خاصته » ليكن بايد دانست كه اين نحوه استعمال از كلام عرب نيست . وجه دوم از لفظ « ذو » لغت قبيله « طى » است كه آن را عينا بجاى « الذى » به كار برده و در حالت رفع و نصب و جر و همچنين در حالت جمع و تانيث به يك لفظ استعمال مىكنند هم چنان كه شاعر گويد : « و بئرى ذو حفرت و ذو طويت » يعنى « و چاه من آن چاهى كه حفر كردم ، و آن چاهى كه سنگ چين كردم » . « 1 » و اينكه گفت در اين صورت تنها به اسم ظاهر اضافه مىشود از « فراء » نقل شده است و لازمه اش اين است كه اگر ديديم مضاف به ضمير استعمال شده بگوييم : « اين نحوه استعمال از كلام مولدين است » و انصاف بر اين است كه اين نحوه استعمال كم است نه اينكه به كلى متروك شده باشد ، به شهادت اينكه در كلمات امير المؤمنين ( ع ) در بعضى از خطبه هاى نهج البلاغه ديده مىشود . مفسرين در اينكه آيه شريفه در ميان آيات قبل و بعدش چه موقعيتى دارد ، و معنايش چيست ؟ از چند جهت شديدا اختلاف كردهاند و اين اختلاف در معناى آيه بخاطر قرائتهاى مختلفى است كه در جمله * ( « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الأَنْفالِ » ) * رسيده ، برخى آن را به اهل بيت پيغمبر
--> ( 1 ) مفردات راغب ماده « ذو »