السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

495

تفسير الميزان ( فارسي )

و نيز در آن كتاب آمده كه طبرانى و ابن مردويه و بيهقى - در كتاب دلائل - از ابن عباس نقل كرده‌اند كه گفت : پدر عبد اللَّه بن ابى به او گفته بود لباسى از جامه هاى پيغمبر ( ص ) براى من تهيه كن و مرا در آن كفن نما و به رسول خدا ( ص ) بگو تا بر جنازه‌ام نماز بخواند . پسرش نزد آن جناب آمده ، عرض كرد يا رسول اللَّه ! شما از اسم و رسم عبد اللَّه و شخصيت او اطلاع داريد ، او از شما خواهش كرده كه يكى از جامه هاى خود را مرحمت كنى تا او را در آن كفن كنيم ، و نيز خواسته كه شما بر او نماز گزارى . عمر گفت : يا رسول اللَّه ! تو عبد اللَّه را خوب مىشناسى و از نفاق وى اطلاع دارى ، آيا با اينكه خداوند نهى كرده از اينكه به نماز بر او بايستى ، مىخواهى بر او نماز گزارى ؟ حضرت فرمود : كجا نهى كرده ؟ گفت : * ( « اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ . . . » ) * . فرمود : من از هفتاد بار بيشتر استغفار مىكنم ، اين را كه فرمود آيه * ( « وَلا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلى قَبْرِه . . . » ) * نازل شد ، رسول خدا ( ص ) شخصى نزد عمر فرستاد و او را به نزول آيه خبر داد ، و نيز آيه ديگرى نازل شد كه مىفرمايد : « سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ » « 1 » . مؤلف : در باره استغفار رسول خدا ( ص ) براى عبد اللَّه بن ابى و نماز خواندنش بر جنازه او ، روايات ديگرى بدون سند از طرق شيعه وارد شده كه عياشى « 2 » و قمى « 3 » آنها را در تفسير خود آورده‌اند ، و خبر قمى قبلا نقل شد . و اين روايات علاوه بر تناقضى كه دارند ، و با خودشان تعارض و تدافع دارند و هر كدام آن ديگرى را تكذيب مىكند ، آيات قرآنى نيز بطور صريح و روشن آنها را رد مىكند . اولا بخاطر ظهور جمله * ( « اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّه لَهُمْ » ) * كه ظهور روشنى دارد در اينكه منظور آيه ، لغو بودن و اثر نداشتن استغفار است ، نه اينكه رسول خدا ( ص ) را مخير كند ميان استغفار كردن و نكردن . ديگر اينكه عدد هفتاد بعنوان مبالغه ذكر شده ، نه براى اينكه بفهماند در خصوص عدد هفتاد اين اثر هست ، و ( باصطلاح خدا با هفتاد دشمنى دارد ) و اگر رسول خدا ( ص ) هفتاد و يك بار استغفار كند آن وقت خدا منافق مزبور را مىآمرزد . ديگر اينكه شان رسول خدا ( ص ) بزرگتر از آنست كه اين ظواهر و دلالتها

--> ( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 266 ( 2 ) تفسير عياشى ج 2 ص 100 - 101 ( 3 ) تفسير قمى ج 1 ص 302