السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
447
تفسير الميزان ( فارسي )
كه از آن احتراز داشتند در حقيقت فاش شدن نفاق ، و برملا شدن نيات و عقائد درونيشان بوده ، و اگر از نزول سوره مىترسيدهاند براى همين بوده ، پس محذورى كه در صدر و ذيل آيه آمده يكى است ، و معناى جمله * ( « إِنَّ اللَّه مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ » ) * اين است كه خدا ظاهر و فاش خواهد كرد آن نفاقى را كه پنهان كردهايد و از آنچه در دلها نهفته داريد خبر خواهد داد . * ( « وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أبِاللَّه وَآياتِه وَرَسُولِه كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ » ) * كلمه « خوض » بطورى كه در مجمع البيان گفته به معناى فرو رفتن پا در مايعى از قبيل آب و يا گل است ، و ليكن استعمالش در غير آن دو شايع شده « 1 » . راغب در مفردات مىگويد : كلمه « خوض » به معناى عبور در آب است و ليكن بطور كنايه در اقدام به امور هم استعمال مىشود و در قرآن در بيشتر مواردى كه آمده مواردى است كه اقدام و شروع در آنها مذموم است « 2 » . در اين آيه نفرموده كه از منافقين چه چيز را بپرسى ، همين قدر فرموده كه اگر از آنها بپرسى ، و بيان نكرده آن چيست كه اگر رسول خدا ( ص ) از ايشان پرسشى كند ، از آن چيز پرسش خواهد كرد ، و ليكن جمله * ( « لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ » ) * با در نظر گرفتن سياقى كه دارد ، و كلمه « انما » كه در آن هست دلالت دارد بر اينكه كارى بوده كه از ايشان سر زده و تا اندازه اى به رسول خدا ( ص ) ارتباط داشته و عملى مرئى بوده كه بيننده را به سوء ظن وا ميداشته ، و منافقين نمىتوانستهاند با عذر و بهانه آن را توجيه كنند ، مگر اينكه بگويند داشتيم بازى مىكرديم و قصد ديگرى نداشتيم . و اين خوض و لعب كه با آن عذر خواستند از اعمال زشتى است كه هيچ انسانى در حال عادى به آن اعتراف نمىكند تا چه رسد به مؤمنين و كسانى كه تظاهر به ايمان مىكنند ، آن هم مخصوصا در عملى كه راجع و مربوط به خدا و رسول باشد ، چيزى كه هست منافقين وجه ديگرى كه عمل خود را با آن توجيه كنند نيافتند مگر اينكه بگويند مقصود ما بازى و خوض بوده . به همين جهت به رسول گرامىاش دستور مىدهد كه بر عذرى كه آوردهاند توبيخشان كند ، و چنين فرموده : « بگو آيا به خدا و آيات و فرستاده او استهزاء مىكرديد » آن گاه در آخر
--> ( 1 ) مجمع البيان ج 5 ص 46 ( 2 ) مفردات راغب ماده « خوض » .