السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

426

تفسير الميزان ( فارسي )

گفت : « خدا أصلح است به اينكه اطاعت شود » « 1 » . و علت اصلى اين حرف اين است كه ماده : « صلح » معناى استعداد و آمادگى را در بر دارد و كلمه « حق » متضمن معناى ثبوت و لزوم است ، و خداى سبحان هيچ وقت متصف به استعداد و قابليت نمىشود ، زيرا اتصاف به اين معنا مستلزم آن است كه چيز ديگرى در خداى تعالى اثر بگذارد و او از تاثير آن متاثر شود ، ( و هيچ علتى ما فوق خدا نيست تا در او اثر بگذارد ) . خداى تعالى در اين آيه خطابى را كه قبلا به پيغمبرش داشت به مؤمنين برگردانيده ، و به اصطلاح التفات به كار برده . و گويا وجه اين التفات اين است كه اشاره كند به آن حكمى كه در جمله * ( « وَاللَّه وَرَسُولُه أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوه إِنْ كانُوا مُؤْمِنِينَ » ) * بود ، و آن اين بود كه بر هر مؤمنى واجب است كه رضاى خدا و پيغمبرش را بدست بياورد ، و در مقام سرپيچى و نافرمانى خدا و رسول برنيايد كه در اين عمل ، نكبتى بزرگ و دوزخى جاودانه است . در جمله * ( « أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوه » ) * نكته اى نهفته است كه ادب قرآن را نسبت به توحيد مىرساند ، و آن اين است كه ضمير را مفرد آورد و فرمود : « خدا و رسول سزاوارترند به اينكه آنها او را راضى كنند » و نفرمود « آنها آن دو را راضى كنند » ، براى اينكه مقام خداى تعالى و وحدانيت او را حفظ نموده احدى را قرين و هم سنگ او نخواند . چون آنچه كه از اين گونه حقوق و همچنين از اين قبيل اوصاف هست كه هم بر خدا اطلاق دارد و هم بر خلق او ، در خداى تعالى ذاتى و لنفسه است و در غير او غيرى و به تبع غير و يا بالعرض است ، مانند صفات واجب التعظيم و واجب الارضاء بودن . و اما غير خداى تعالى هر كس كه اين صفات بر او نيز اطلاق شود اطلاق و اتصافش به تبع غير و عرضى و بوسيله خداى تعالى است ، مانند اتصاف به علم و حيات و زنده كردن مردگان و ميراندن زندگان و امثال آن . نظير اين ادب در قرآن كريم در موارد بسيارى نسبت به رسول خدا ( ص ) رعايت شده كه با اينكه رسول خدا ( ص ) با افراد امت در يك عملى شركت دارد ، مع ذلك اسم آن جناب را جداگانه ذكر كرده ، مانند آيه « يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّه النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا - روزى كه خدا پيغمبر و مؤمنين را بيچاره نمىكند » « 2 » و آيه « فَأَنْزَلَ اللَّه سَكِينَتَه عَلى رَسُولِه وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ - پس خدا سكينت خود را بر پيغمبر و بر مؤمنين نازل كرد » « 3 » و آيه

--> ( 1 ) مجمع البيان ج 5 ص 43 ( 2 ) سوره تحريم آيه 8 ( 3 ) سوره بقره آيه 285