السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

416

تفسير الميزان ( فارسي )

در امر صدقات عيبجويى مىكردند . از ذيل آيه برمىآيد كه آنها هنگامى از پيغمبر در امر صدقات عيبجويى مىكردند كه پيغمبر يا بخاطر اينكه آنها استحقاق دريافت آن را نداشته و يا به جهتى ديگر ، چيزى از صدقات به آنها نمىداد . * ( « وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّه وَرَسُولُه . . . » ) * كلمه « لو » براى آرزو است ، و جمله * ( « رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّه » ) * بدين معنا است : چه مىشد كه ايشان آنچه را كه خدايشان فرستاده با رضايت خاطر مىگرفتند ، و يا بدان تن در مىدادند در حالى كه آن را اخذ مىكردند . و اينكه در معناى آيه كلمه اخذ ( گرفتن ) را آورديم ، به آن جهت است كه كلمه « رضوا » در خصوص اين آيه متضمن معناى اخذ است ، به نشانه اينكه خودش بدون حرف تعدى ( باء ) متعدى شده . كلمه « ايتاء » به معناى اعطاء و دادن است ، و جمله * ( « حَسْبُنَا اللَّه » ) * معنايش اين است : خدا ما را در آنچه آرزو مىكنيم بس است . * ( « سَيُؤْتِينَا اللَّه مِنْ فَضْلِه وَرَسُولُه » ) * اين جمله بيان آن چيزى است كه گفتيم مورد رغبت و آرزو است ، نه اينكه خبر غيبى از آينده باشد . جمله * ( « إِنَّا إِلَى اللَّه راغِبُونَ » ) * به منزله تعليل براى جمله * ( « سَيُؤْتِينَا اللَّه . . . » ) * است . و معناى آيه اين است كه : آرزو مىرفت كه آنچه را خدا و همچنين رسول خدا ( ص ) به امر او به ايشان از صدقات و يا غير آن داده بگيرند ، و بگويند خداى سبحان بجاى ساير اسباب جهان ما را بس است ، و ما دوستدار فضل اوئيم ، و طمع داريم كه از فضل و كرم خود و بدست رسول گرامىاش به ما بدهد . در اين آيه بيان لطيفى است كه لطفش بر كسى پوشيده نيست ، و آن اين است كه دادن ( ايتاء ) را هم به خدا نسبت داده و هم به رسولش ، و ليكن كفايت و فضل و رغبت ايشان را تنها به خدا مخصوص كرده و لازمه دين توحيد هم همين هست . * ( « إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَالْمَساكِينِ وَالْعامِلِينَ عَلَيْها وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقابِ وَالْغارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّه وَابْنِ السَّبِيلِ . . . » ) * اين آيه مواردى را برمىشمارد كه بايد صدقات واجب ( زكوات ) در آن موارد مصرف شود ، به دليل اينكه در آخر آيه مىفرمايد : * ( « فَرِيضَةً مِنَ اللَّه » ) * . و آن موارد بطورى كه از ظاهر سياق آيه برمىآيد هشت مورد است ، و لازمه آن اين است كه فقير و مسكين هر يك موردى جداگانه به حساب آيند . مفسرين در باره اينكه آيا فقير و مسكين هر يك موردى جداگانه و يا هر دو يك صنف