السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

385

تفسير الميزان ( فارسي )

وى نرسيده بود ، و اشتباه در اين گونه موارد از انبياء - ع - جايز و ممكن است ، آنكه جايز نيست صدور مخالفت وحى و نافرمانى خدا است ، كه بطور اتفاق انبياء - ع - از آن معصومند . و محال است كه پيغمبر خدا دروغ بگويد ، و يا در آنچه كه به وى وحى شده خطا برود و يا عملا با آن مخالفت كند . و نظير اين اشتباه و اين عتاب در سوره انفال آمده كه خداوند رسول گرامى خود را عتاب مىكند به اينكه چرا از اسراى بدر فديه گرفتى و آزادشان كردى ، و مىفرمايد : « ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَه أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَاللَّه يُرِيدُ الآخِرَةَ » « 1 » آن گاه دنباله آن مىفرمايد : اگر قبلا حكمى از قلم قضا نگذشته بود ، اين عمل اقتضاى نزول عذاب دردناكى را داشت ، ولى آن حكم قضايى مانع شد . اين بود تلخيص گفتار مفسر نامبرده . و چقدر خوب بود مىفهميديم كه اين مفسر در كلام خودش چه چيزى اضافه بر كلام فخر رازى گفته . رازى و غير او هم همين را مىگفتند كه عفو در مقابل ترك اولى بوده . و ترك اولى در عرف متشرعه ذنب شمرده نمىشود و مستتبع عقاب نيست . حاصل حرف اين مفسر هم همين بود كه عفو در مقابل ترك اصلح بوده . تنها تفاوتى كه ميان گفته وى و گفتار رازى است اين است كه وى ترك اصلح را ذنب لغوى دانسته . و ما در سابق بيان كرديم كه به دلالت آيات قرآنى اذن رسول خدا ( ص ) نه ذنب عرفى بود نه لغوى . زيرا بيرون نرفتن منافقين و تخلفشان از جهاد اولى و اصلح بود ، و فائده و مصلحت آن اين بود كه لشكريان اسلام را دچار فتنه و اختلاف كلمه نكردند . و اين مصلحت بعينه در صورت اجازه ندادن آن جناب نيز وجود داشت ، زيرا اگر هم اجازه نمىداد منافقين در جهاد شركت نمىكردند و پيغمبر اكرم ( ص ) اين معنا را مىدانست ، چون قبلا كفر و نفاق آنان برايش ثابت شده بود ، چنان كه قرآن كريم هم به وى خبر مىدهد كه : * ( « وَلَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لأَعَدُّوا لَه عُدَّةً » ) * . پس ، از اينكه هيچ گونه جنب و جوشى از خود نشان ندادند پيدا بود كه نمىخواستند در جهاد شركت جويند ، و رسول خدا ( ص ) اجل از اين بود كه مطلبى را كه همه مىدانند او نداند . آن هم با اينكه خود قرآن در آيه « وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ » « 2 » او را آشنا و مطلع از منافقين دانسته با اين حال چگونه ممكن است رسول خدا ( ص ) از كلمات كسانى

--> ( 1 ) سوره انفال آيه 67 ( 2 ) تو آنان را از لحن گفتارشان خوب مىشناسى . سوره محمد آيه 30