السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

380

تفسير الميزان ( فارسي )

كلمه اى كه خدا باطلش كرد و آن را مغلوب نمود همين تصميم قريش بود . و در مقابل ، آن كلمه الهى را كه احقاق نمود ، همان نصرت آن جناب و پيشبرد دين او بود . اين را گفتيم تا به خوبى معلوم شود اينكه بعضى از مفسرين « 1 » منظور از « كلمه كفار » را كفر و شرك و منظور از * ( « كَلِمَةُ اللَّه » ) * را توحيد و ايمان دانسته‌اند صحيح نيست ، زيرا هر چند كفر و شرك كلمه كفار و توحيد كلمة اللَّه هست ، اما لازمه آن اين است كه منظور از كلمه كفار و كلمة اللَّه همه جا و حتى در جايى كه قرينه بر خلاف هم باشد اين دو معنا است . * ( « انْفِرُوا خِفافاً وَثِقالًا وَجاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّه ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » ) * « خفاف » جمع « خفيف » ، و « ثقال » جمع « ثقيل » است . و ثقل در اين آيه شريفه به قرينه مقام ، كنايه است از وجود موانعى كه نگذارد انسان براى جهاد در راه خدا بيرون رود ، نظير كثرت مشاغل مربوط به امور مالى و بازارى ، يا علاقه فراوان نسبت به زن و فرزند و خويشان و دوستان ، به حدى كه دورى و جدايى از آنان در دل انسان مكروه و ناپسند آيد ، و همچنين نداشتن زاد و راحله و اسلحه و هر مانع ديگرى كه آدمى را از شركت در جهاد باز بدارد ، و در مقابل منظور از « خفت - سبكبارى » اين است كه هيچ يك از اينها مانع او نشود . پس اينكه امر فرمود چه خفافا و چه ثقالا به جهاد رويد با اينكه اين دو حال معناى متقابل يكديگر را دارند معنايش اين است كه على اى حال به جهاد برويد ، و هيچ بهانه اى را عذر نياوريد ، هم چنان كه معناى اينكه فرمود : « به اموال و انفستان » اين است كه بهر وسيله كه برايتان ممكن است جهاد كنيد . از اينجا معلوم مىشود كه امر به جهاد در آيه شريفه مطلق است ، و منافات ندارد كه در دليل ديگرى با بودن پاره اى از اعذار و موانع از قبيل مرض ، كورى ، شلى و امثال آن ، مقيد بشود و در نتيجه با بودن آن عذرها ، وجوب جهاد ساقط گردد . پس كسى خيال نكند كه معناى خفافا و ثقالا اين است كه حتى با بودن آن اعذار هم بايد بيرون رويد . * ( « لَوْ كانَ عَرَضاً قَرِيباً وَسَفَراً قاصِداً لَاتَّبَعُوكَ . . . » ) * كلمه « عرض » به معناى چيزى است كه زوال و نابودى بسرعت در آن راه يابد . اين كلمه به مال دنيوى نيز اطلاق مىگردد و همين معنا مورد نظر اين آيه مىباشد . و منظور از نزديك بودن آن ، نقد و در دسترس بودن است ، و منظور از اين كه سفر قاصد

--> ( 1 ) تفسير المنار ج 10 ص 432