السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
357
تفسير الميزان ( فارسي )
آن دو را رصدبندى كرده و در نتيجه ماههاى قمرى را به ماههاى شمسى مبدل نموده مع ذلك حساب هفته را به اعتبار خود باقى گذارده و هيچ گونه تغييرى در آن ندادهاند . البته ، همه اينها كه گفته شد مربوط است به ساكنين قسمت عمده مسكونى كره زمين كه عبارتست از كشورها و شهرهاى استوايى و معتدله شمالى و جنوبى و كشورهايى كه عرض آنها از خط استواء بيش از شصت و هفت درجه نيست ، و اما نقاطى كه عرضشان از خط استواء بيش از اين است ، حساب سال و ماه آنها حساب ديگرى است ، و هر چه به قطب نزديكتر شود حساب ديگرى پيدا مىكند ، تا آنجا كه در دو نقطه قطب شمالى و جنوبى ، سال عبارت مىشود از يك روز ( به طول شش ماه ) و يك شب ( به طول شش ماه ) . و به همين جهت ساكنين قسمت عمده زمين وقتى مجبور مىشوند كه با ساكنان دو قطب كه البته خيلى هم اندكند ، ارتباط پيدا كنند ناگزير مىشوند به همين حساب ، سال و ماه و هفته و روز خودشان را در آنجا به كار برند ( مثلا هر بيست و چهار ساعت را يك شبانه روز حساب كنند ) ، بنا بر اين مىتوان گفت حساب سال ، ماه و هفته حسابى است كه در تمامى مكان كره زمين به كار مىرود . از سوى ديگر ، اين حساب تنها در كره ما معتبر است و اما ساير كواكب و كرات آسمانى هر كدام حساب جداگانه اى دارند ، مثلا سال در هر يك از كرات و سيارات منظومه شمسى عبارتست از مدت زمانى كه در آن زمان فلان سياره يك بار بدور خورشيد بچرخد ، اين حساب سال شمسى آن سياره است ، و اگر سياره اى باشد كه داراى قمر و يا اقمارى بوده باشد البته ماه قمرىاش ماه ديگرى است كه در علم هيئت بطور مفصل بيان شده . پس اينكه فرمود : * ( « إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّه اثْنا عَشَرَ شَهْراً . . . » ) * ، ناظر است به ماههاى قمرى كه گفتيم داراى منشاى است حسى ، و آن تحولاتى است كه كره ماه به خود گرفته و در نتيجه خود را به اهل زمين به اشكال مختلفى نشان مىدهد . و دليل اينكه گفتيم منظور از آن ، ماههاى قمرى است اين است كه اولا بعد از آن فرموده : * ( « مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ » ) * و اين معنا ضرورى و مورد اتفاق است كه اسلام از ماههاى دوازده گانه ، چهار ماه قمرى يعنى ذى القعده ، ذى الحجه ، محرم و رجب را حرام دانسته نه چهار ماه شمسى را . و ثانيا فرموده : * ( « عِنْدَ اللَّه » ) * و نيز فرموده : * ( « فِي كِتابِ اللَّه يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ » ) * چون همه اين قيدها دليل است بر اينكه عدد نام برده در آيه عددى است كه هيچ تغيير و اختلافى در آن راه ندارد ، چون نزد خدا و در كتاب خدا دوازده است ، و در سوره « يس » فرموده : « آفتاب