السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

354

تفسير الميزان ( فارسي )

مىانبازند به اينكه روزى با همان اموال پيشانى و پشت و پهلويشان را داغ خواهند كرد » ؟ . علاوه بر اينكه معاويه آيه كنز را قبول نداشت و به ابو ذر گفته بود كه اين آيه مختص اهل كتاب است ، و چه بسا يكى از جهاتى كه مايه سوء ظن ابو ذر به دستگاه خلافت شد همان اصرارى بود كه در موقع جمعآورى قرآن توسط عثمان بخرج مىدادند تا حرف « واو » را از اول آيه * ( « وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ . . . » ) * ، حذف كنند ، تا آنجا كه كار به مشاجره كشيده و ابو ذر فرياد زد كه اگر « واو » را در جاى خود نگذاريد من با شما به قتال مىپردازم ، و سرانجام دستگاه حكومت عثمان مجبور شد آيه را با « واو » ضبط كند . به همين جهت بايد گفت : گر چه طبرى اين روايت را از سيف از شعيب به منظور تخطئه ابو ذر آورده و خواسته است به اصطلاح اجتهاد او را خطا جلوه دهد ، و حتى در اول گفتارش به اين معنا تصريح كرده ، و ليكن اطراف اين قصه همه دلالت بر اصابت رأى او دارد . و كوتاه سخن آيه شريفه دلالت دارد بر حرمت گنجينه كردن طلا و نقره در مواردى كه انفاقش واجب و ضرورى است ، و ندادن آن به مستحقين زكات و خوددارى از انفاقش در راه دفاع ، و همچنين حرمت قطع نمودن راه خير و احسان در بين مردم . و در اين حكم فرقى نيست ميان اموالى كه در بازارها در دست مردم جريان و گردش دارد ، و ميان اموالى كه در زمين دفن شده ، جلوگيرى و خوددارى از انفاق هر دو حرام است ، چيزى كه هست دفن كردن اموال يك گناه زائدى دارد و آن هم چنان كه در سابق گفته شد اين است كه خيانت نسبت به زمامدار و ولى امر مسلمين نيز هست .