السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

345

تفسير الميزان ( فارسي )

معنايى را فهميده كه ما فهميديم و گفتيم كه آيه شريفه تهديد از ترك انفاق در موارد واجب علاوه بر زكات است . تجزيه و تحليل وضع زندگى مردم آن عصر اين معنا را تاييد مىكند ، زيرا مىبينيم مردم آن عصر دو طبقه بودند ، يك طبقه از مردم كه اكثريت اجتماع را تشكيل مىدادند و قادر بر قوت روزانه و ستر عورت خود نبوده و در ضرورىترين حوايج زندگى كميتشان لنگ بود . و يك طبقه ديگر كه افراد كمترى بودند و از بسيارى مال و منال و گنجينه هاى متجاوز از ميليارد كه يا جوايز خليفه و يا غنائم جنگى و مال خراج بود ، مست شده بودند و نمىفهميدند چه كنند . براى اطلاع بر اين مطلب كافى است كه خواننده محترم به تواريخى مراجعه كند كه در باره اموال صحابه نوشته شده است ، چون با مراجعه به آنها به قلمهاى درشتى از نقدينه و برده و املاك و كاخهاى رفيعى برمىخورد كه دچار حيرت مىشود ، و خواهد ديد كه معاويه و ساير بنى اميه وضعى در شام پديد آوردند كه دست كمى از دربار قيصران روم و پادشاهان ايران نداشتند . و اسلام راضى به هيچ يك از آنها نمىشود ، نه به آن فقر اكثريت و نه به اين ثروت كلان از طبقه اى خاص ، و قطعا اگر طبقه دوم به حكم اسلام رفتار مىكردند نه خود به اين ثروت مىرسيدند و نه اكثر مردم از فقر و فلاكت از بين مىرفتند . بعضىها « 1 » گفته‌اند : نظريه اى كه ابو ذر به اجتهاد خود اتخاذ كرده بود اين بود كه هر چه زائد بر مقدار ضرورت و مخارج واجب از قبيل سد جوع و ستر عورت باشد ، كنز است و بايد در راه خدا انفاق شود . و بعضى ديگر چنين فهميده‌اند كه او مردم را به زهد در دنيا دعوت مىكرده است . و ليكن پاره اى از كلمات خود او كه در روايات ديده مىشود اين نسبتها را تكذيب مىكند ، و در روايت سابق هم ديديم كه گفته خود را به اجتهاد خود نسبت نداد ، بله به شنيده هاى خود از رسول خدا ( ص ) استناد داد ، و گفت : « من به ايشان نگفتم مگر آنچه را از پيغمبرشان شنيدم ، و خليل من چنين و چنان گفت » . و در روايات صحيح از طرق شيعه و سنى بسيار آمده كه رسول خدا ( ص ) در حق او فرمود : آسمان بر كسى سايه نينداخت و زمين حمل نكرد كسى را كه لهجه و گفتارش راستتر از ابو ذر باشد ( از اين روايت كه احدى در آن انكار ندارد مىفهميم اينكه گفت : « من به ايشان نگفتم مگر آنچه را از پيغمبرشان شنيدم » راست است ، پس به هيچ وجه نمىتوانيم نسبت اجتهاد به او بدهيم ) .

--> ( 1 ) تفسير المنار ج 10 ص 405