السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
333
تفسير الميزان ( فارسي )
عمومىتر گردد ، يكى از آن با دادنش منتفع شود ، و ديگرى با گرفتن آن و سومى با عمل كردن روى آن . و اين عمل يعنى كنز و ذخيره كردن مال ، در سابق به صورت دفينه كردن آن صورت مىگرفته چون بانك و مخازن عمومى در كار نبوده ، ناگزير مىشدند براى آنكه سوء قصدى بدان نشود آن را در زمين دفن كنند . اين آيه هر چند از جهت نظم لفظى با آيات قبل كه اهل كتاب را مذمت مىكرد و احبار و رهبان ايشان را در خوردن مال مردم به باطل و جلوگيرى از راه خدا توبيخ مىنمود متصل مىباشد ، الا اينكه در لفظ و ظاهر آن هيچ دليلى نيست كه دلالت كند بر اينكه در خصوص اهل كتاب نازل شده باشد . پس نمىتوان گفت كه آيه شريفه فقط در باره اهل كتاب نازل شده ، و تنها احتكار پول و حبس آن را بر ايشان حرام كرده ، و اما مسلمانان مىتوانند طلا و نقره ها را رويهم انباشته نموده و هرطور كه بخواهند در اموال خود رفتار نمايند . بلكه آيه شريفه عموم احتكار كنندگان را به عذاب شديدى تهديد مىكند ، و در جمله * ( « وَلا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّه » ) * كنز و احتكار را توضيح مىدهد و مىفهماند آن احتكارى مبغوض خدا است كه مستلزم خوددارى از انفاق در راه او باشد ، و در مواردى كه وظيفه انفاق آن مال در راه خدا است ، انسان را از انجام آن منع كند . و بطورى كه از كلام خود خداى تعالى برمىآيد انفاق در راه خدا عبارتست از آن انفاقى كه قوام دين بر آن است ، بطورى كه اگر در آن مورد انفاق نشود بر اساس دين لطمه وارد مىآيد ، مانند انفاق در جهاد و در جميع مصالح دينى كه حفظش واجب است ، و همچنين آن شؤون اجتماعى مسلمين كه با زمين ماندنش شيرازه اجتماع از هم گسيخته مىگردد ، و نيز حقوق مالى واجبى كه دين آن را به منظور تحكيم اساس اجتماع تشريع كرده ، پس اگر كسى با وجود احتياج اجتماع بهزينه ، در باره حوايج ضروريش سرمايه و نقدينه را احتكار و حبس كند او نيز از كسانى است كه در راه خدا انفاق نكرده و بايد منتظر عذابى دردناك باشد ، چون او خود را بر خدايش مقدم داشته ، و احتياج موهوم و احتمالى خود و فرزندانش را بر احتياج قطعى و ضرورى اجتماع دينى برترى داده است . اين معنا از نكته اى كه در آيه بعدى است استفاده مىشود ، زيرا در آنجا مىفرمايد : « * ( هذا ما كَنَزْتُمْ لأَنْفُسِكُمْ - ) * اين عذاب همان پولهايى است كه براى خود گنجينه كرده بوديد » و از اين تعبير به خوبى برمىآيد كه توجه عذاب و عتاب بر آنان بخاطر اين است كه خود را در حوايجى كه از آن بيمناك بودند بر خدا و راه او كه همان حيات جامعه انسانى در دنيا و آخرت