السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

322

تفسير الميزان ( فارسي )

كتاب را بيان مىكند ، و با بيان آن مؤمنين را بر قتال با آنان تحريك و تشويق مىنمايد . و ثالثا بدست آمد كه منظور از قتال اهل كتاب قتال با همه آنان است نه با بعضى از ايشان ، زيرا گفتيم كه كلمه « من » در جمله * ( « مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ » ) * براى تبعيض نيست . * ( « حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صاغِرُونَ » ) * راغب در مفردات گفته است كلمه « جزيه » به معناى خراجى است كه از اهل ذمه گرفته شود ، و بدين مناسبت آن را جزيه ناميده‌اند كه در حفظ جان ايشان بگرفتن آن اكتفاء مىشود « 1 » . و در مجمع البيان گفته است كه « جزيه » بر وزن « فعلة » از ماده « جزى ، يجزى » گرفته شده ، مانند « عقده » و « جلسه » ، و اين كلمه به معناى جزا و كيفرى است كه بخاطر باقى ماندن اهل ذمه بر كفر ، از ايشان گرفته مىشود . صاحب مجمع اين معنا را به على بن عيسى نسبت داده است « 2 » . و ليكن كلام راغب مورد اعتماد است ، و مطالب سابق ما آن را تاييد مىكند ، زيرا در آنجا گفتيم حكومت اسلامى جزيه را به اين سبب مىگيرد كه هم ذمه ايشان را حفظ كند و هم خونشان را محترم بشمارد و هم به مصرف اداره ايشان برساند . راغب در باره كلمه « صاغر » گفته است « صغر » و « كبر » از اسماء متضادى هستند كه ممكن است به يك چيز و ليكن به دو اعتبار اطلاق شوند ، زيرا ممكن است يك چيزى نسبت به چيزى كوچك باشد و نسبت به چيز ديگرى بزرگ - تا آنجا كه مىگويد : اين كلمه اگر به كسر صاد و فتح غين خوانده شود ، به معناى صغير و كوچك است ، و اگر به فتح صاد و غين هر دو خوانده شود ، به معناى ذلت خواهد بود . و كلمه « صاغر » به كسى اطلاق مىشود كه تن به پستى داده باشد ، و قرآن آن را در باره آن دسته از اهل كتاب كه راضى به دادن جزيه شده‌اند استعمال كرده و فرموده : * ( « حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صاغِرُونَ » ) * « 3 » . از آنچه در صدر آيه مورد بحث از اوصاف سه گانه اهل كتاب بعنوان حكمت و مجوز قتال با ايشان ذكر شده ، و از اينكه بايد با كمال ذلت جزيه بپردازند ، چنين برمىآيد كه منظور از ذلت ايشان خضوعشان در برابر سنت اسلامى ، و تسليمشان در برابر حكومت عادله جامعه

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « جزاء » ( 2 ) مجمع البيان ، ج 5 ص 21 ( 3 ) مفردات راغب ، ماده « صغر »