السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
278
تفسير الميزان ( فارسي )
كند ، و خدا شما را به خاطر فسقتان هدايت نمىنمايد - دقت فرمائيد - . بحث روايتى در تفسير برهان در ذيل آيه * ( « أجَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ . . . » ) * ، از امالى شيخ بسند خود از اعمش از سالم بن ابى الجعد بطور رفع از ابى ذر روايت كرده كه در حديث شورى در ضمن احتجاجاتى كه على ( ع ) بر صحابه كرده ، گفته است كه : آن جناب در اين مقام فرمود : آيا در ميان شما احدى غير از من هست كه آيه * ( « أجَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَعِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّه » ) * برايش نازل شده باشد ؟ گفتند : نه « 1 » . و در تفسير قمى روايتى از ابى الجارود از ابى جعفر ( ع ) آمده كه فرمود : اين آيه يعنى آيه * ( « الَّذِينَ آمَنُوا وَهاجَرُوا » ) * - تا كلمه « فائزون » در حق على بن ابى طالب ( ع ) نازل شده ، و در آيه بعد هم كه مىفرمايد : * ( « يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْه وَرِضْوانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِيها نَعِيمٌ مُقِيمٌ » ) * اجرى را كه آن حضرت در نزد خدا دارد بيان كرده است « 2 » . و در مجمع البيان است كه حاكم ابو القاسم حسكانى به سند خود از ابى بريده از پدرش روايت كرده كه گفت : در حالى كه شيبه و عباس به يكديگر فخر مىفروختند على بن ابى طالب از آنجا عبور كرد ، و پرسيد به چه چيز افتخار مىكنيد ؟ عباس گفت : به من از فضيلت بهره اى داده شده كه به احدى داده نشده است ، و آن سقايت حاجيان است . شيبه گفت : عمارت مسجد الحرام هم افتخار من است . على ( ع ) فرمود : من به شما دو نفر مىگويم : من از كودكى افتخارى نصيبم شد ، كه نصيب شما نشده ، پرسيدند يا على آن افتخار تو چيست ؟ فرمود : من آن قدر با شمشير به خرطومهاى شما زدم تا به خداى تبارك و تعالى و رسول او ايمان آورديد . عباس برخاست ، و در حالى كه غضبناك شده بود و پايين لباسش بر روى زمين كشيده مىشد بر رسول خدا ( ص ) وارد شد و گفت : هيچ مىبينى على با من چگونه روبرو مىشود ؟ حضرت فرمود : بگوئيد على حاضر شود . على را صدا زدند ، حاضر شد . حضرت فرمود : يا على چه چيز تو را بر آن داشت كه با عمويت آن طور روبرو شوى ؟ عرض كرد : يا
--> ( 1 ) تفسير برهان ج 2 ص 110 ح 5 ، و امالى طوسى ج 2 ص 159 مجلس 26 ( 2 ) تفسير قمى ج 2 ص 284