السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

246

تفسير الميزان ( فارسي )

ايراد مىنمائيم : 1 - از بحثهايى كه تا اينجا در اين كتاب ايراد شد اين معنا براى خواننده روشن گرديد كه انسان در مسير زندگيش همواره كارهاى خود را و آن موادى را كه كارهايش مربوط به آن است به صورت امور وجودى و موجودات خارجى تصوير نموده و احكام و آثار امور خارجى را بر آن مترتب نموده و قوانين جارى در كون را آن طور كه با غرضهايش مناسب باشد در آنها اجرا مىكند ، هم چنان كه مثلا صوتهاى گوناگونى از قبيل « ز » ، « ى » و « د » را گرفته و آنها را به شكل مخصوص تركيب نموده به صورت لفظ « زيد » درمىآورد ، آن گاه فرض مىكند كه اين كلمه فلان انسان معين خارجى است ، آن گاه همان انسان را به اين نام مىنامد و در نتيجه هر وقت بخواهد آن انسان را در ذهن مخاطب و طرف صحبتش وارد سازد همين كلمه را مىگويد و بلا فاصله آن انسان معين در ذهن مخاطبش مجسم مىشود و غرض گوينده به دست مىآيد . و اگر بخواهد يك عملى را كه جز با عده چند نفرى انجام نمىشود اداره كند چند نفر را انتخاب مىكند ، و همه آنها را يك انسان واحد فرض نموده و يكى از آنها را نسبت به بقيه به منزله سرى فرض مىكند كه نسبت به ساير اعضاء يك بدن رياست دارد و آن يك نفر را رئيس و افراد ديگر را اعضاء مىخواند ، آن گاه احكام يك سر خارجى را بر آن يك نفر و احكام اعضاى خارجى يك بدن را بر افراد عضو و زير دست بار مىكند و همچنين . و اگر تمامى افكار يك انسان اجتماعى را بطور صحيح تجزيه و تحليل كنيد خواهيد ديد كه برگشت همه آنها به اين تصورها و تصديقهاست ، حال يا اين تصور و تصديق بدون واسطه از يك انسان اجتماعى صورت مىگيرد ، و يا آنكه با واسطه يك نفر و يا وسائط افراد بيشترى انجام مىشود ، و هيچ فرقى ميان افكار شخصى و افكار اجتماعى او نيست . و اگر مىبينيم انسان در باره عقد قراردادها و پيمانها و متعلقات آن از سوگند و بيعت و امثال آن اهتمام مىورزد نخستين عامل و داعيش تحفظ بر زندگى و رسيدن به مزاياى آن و در نتيجه بهره مندى از سعادت خويش است ، چون آدمى وقتى از زندگيش تمتع مىگيرد كه زندگيش بر مجراى حقيقيش جريان يابد . آرى ، او به هر مقصدى از مقاصد خود كه دست يابد و بر آن مسلط شود شروع مىكند به تمتع از آن ، اما تمتعى كه مناسب با آن بوده و خود را مجهز به ادوات و وسايل تمتع از آن ببيند ، و بدين منظور اگر به موانعى برخورد با تمام قوا در رفع آنها مىكوشد ، و خود را كه موفق به اين استفاده مىداند بخاطر سلطه و قدرتى است كه به او اعطا شده است . يكى از وسايل و ادواتى كه در اختيار بشر است سرمايه فكر او است كه با آن امر