السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
226
تفسير الميزان ( فارسي )
همچنين در توجيهى كه كردهاند به خطا رفتهاند . و اى كاش مىفهميديم از كجا چنين مسلم گرفتهاند كه جمله « از تو پيامى نمىبرد مگر خودت و يا مردى از خاندانت » منحصرا مربوط به برائت و نقض عهد است ، و بيش از اين را نمىرساند ؟ و حال آنكه هيچ دليلى از عقل و نقل بر اين انحصار ديده نمىشود ، بلكه جمله مذكور به خودى خود و به تمام معنا ظهور دارد در اينكه هر چه را كه رساندنش وظيفه رسول اللَّه است جايز نيست كسى آن را برساند مگر خود آن حضرت و يا مردى از خاندانش چه اينكه نقض عهدى از جانب خدا باشد مانند برائت در مساله مورد بحث و يا حكم الهى ديگرى باشد كه رساندنش وظيفه شخص رسول بوده باشد . در اينجا مساله مورد بحث با مساله نامه نگارى آن حضرت به كشورهاى همجوار اشتباه نشود ، زيرا اين مساله با ساير اقسام رسالت فرق دارد ، در ساير اقسام از قبيل نامه نوشتن به ملوك و امم و اقوام و يا فرستادن بعضى از مؤمنين به ماموريتها و به عهده گرفتن حكومتها و فرماندهىها ، رسول خدا ( ص ) وظيفه خود را انجام داده چون حكم خدا را به افرادى كه مىتوانسته رسانده ، و لذا در اين گونه موارد مىفرمايد : « ليبلغ الشاهد منكم الغائب - حاضرين به غايبين برسانند » و اگر كسانى بودهاند كه عادة اطمينان پيدا نمىكرده كه حكم خدا به گوش آنان خورده باشد براى اطمينان خاطر اشخاصى را روانه مىكرده و يا نامه مىفرستاده . و اين با مساله برائت فرق دارد ، زيرا مساله برائت و همچنين نهى از طواف با بدن عريان و نهى مشركين از حج كردن در سال بعد ، احكام الهيى بودند و ابتدايى و تا آن زمان رسول خدا ( ص ) آنها را تبليغ نكرده و وظيفه نبوت و رسالت خود را در باره آنها انجام نداده ، و آنها را به كسانى كه بايد برساند نرسانيده بود و لذا جز خودش و يا مردى از خودش كسى نمىتوانست آنها را به مشركين و زوار مكه برساند . و اگر اهل بحث انصاف داشته باشند اعتراف مىكنند كه ميان جمله « لا يؤدى عنك الا انت او رجل منك » و جمله « لا يؤدى الا انت او رجل منك » فرق هست ، زيرا اگر به عبارت اولى تعبير مىشد اشتراك در رسالت را مىرسانيد ، و معنايش اين مىشد كه « اين رسالت را كسى جز تو و يا مردى از خاندان تو به مردم نمىرساند » بخلاف عبارت دومى كه از اين جهت ساكت است ، هم چنان كه ميان جمله اولى و جمله « لا يؤدى منك الا رجل منك » نيز فرق است ، زيرا اگر به عبارت دومى تعبير شده بود رسالتهاى غير ابتدايى را كه همه شايستگان از مؤمنين مىتوانستند عهده دار آن شوند نيز شامل مىشد ، و حال آنكه بطور مسلم آن گونه رسالتها مراد