السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
22
تفسير الميزان ( فارسي )
ايشان به كرسى بنشيند . * ( « لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْباطِلَ وَلَوْ كَرِه الْمُجْرِمُونَ » ) * از ظاهر سياق برمىآيد كه « لام » در « ليحق » براى غايت است ، و كلمه مذكور تا آخر آيه متعلق به جمله * ( « يَعِدُكُمُ اللَّه » ) * باشد ، و بنا بر اين ، معناى آيه چنين مىشود : اگر خداوند به شما چنين وعده اى داد - و او هرگز خلف وعده نمىكند - براى اين بود كه بدين وسيله حق را تثبيت كرده ، و باطل را باطل معرفى نمايد هر چند كفار نخواسته باشند و بلكه كراهت داشته باشند . و به اين بيان روشن مىگردد كه جمله * ( « لِيُحِقَّ الْحَقَّ . . . » ) * ، تكرار جمله * ( « يُرِيدُ اللَّه أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِه » ) * نيست ، هر چند همان معنا را افاده مىكند ( چون يكى مربوط به اصل وعده اى است كه خدا داده ، و ديگرى مربوط است به مواجه نمودن مسلمين بر خلاف ميل و انتظار آنان با لشكر كفار ) . * ( « إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ » ) * « استغاثه » به معناى درخواست يارى است ، هم چنان كه در جاى ديگر مىفرمايد : « فَاسْتَغاثَه الَّذِي مِنْ شِيعَتِه عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّه » « 1 » معناى « امداد » معروف است ، و « مردفين » از ماده « ارداف » است و ارداف به معناى اين است كه شخص سواره كسى را رديف ( ترك ) خود سوار كند ، و « ردف » - بطورى كه راغب گفته است به معناى تابع است « و ردف المرأة » به معناى سرين و كفل زن است و ترادف به معناى اين است كه دو چيز و يا دو كس يكديگر را متعاقب كنند ، و « رادف » به معناى متاخر است ، و « مردف » آن كس است كه جلو سوار شده و كسى را پشت سر خود سوار كند « 2 » . و به اين معنا آيه مورد بحث با آيه « وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّه بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ، إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ ألَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ ، بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ ، وَما جَعَلَه اللَّه إِلَّا بُشْرى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِه وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّه الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ » « 3 » كه آن نيز اشاره به همين داستان مىكند سازگار مىشود .
--> ( 1 ) پس آنكه از شيعيان او ( موسى ) بود وى را عليه آن كس كه از دشمنانش بود به يارى طلبيد . سوره قصص آيه 15 ( 2 ) مفردات راغب ماده « ردف » . ( 3 ) اين خدا بود كه شما را در واقعه بدر ، يارى كرد در حالى كه شما زبون بوديد ، پس ، از خدا تقوا داشته باشيد شايد شكرش بجاى آوريد ، به ياد آر آن زمان را كه به مؤمنين مىگفتى آيا اين شما را بس نيست كه پروردگارتان با سه هزار فرشته نازل شده كمكتان كند ؟ آرى ، اگر صبورى كنيد و تقوا پيشه سازيد و دشمنان در همين شور و هيجان خويش بر شما بتازند پروردگارتان با پنج هزار فرشته نشانگذار مدد مىكند ، خداوند اين ( وعده ) را نداد مگر اينكه بشارتى براى شما باشد ، و اينكه دلهايتان آرامش يابد و ( هر چند ملائكه شما را يارى كردند و ليكن ) هيچ نصرتى جز از ناحيه خداى عزيز حكيم نيست . سوره آل عمران آيات 123 - 126 .